07:17

1405/06/16

درخت گلابی و هیزم‌شکن

این حکایت نمایانگر این است که انسان‌ها گاهی اوقات تنها زمانی به یاد دیگران می‌افتند که از آن‌ها سودی می‌برند و زمانی که دیگر فایده‌ای برایشان ندارند، آن‌ها را فراموش می‌کنند یا به آنها آسیب می‌رسانند. این داستان به ما یادآوری می‌کند که قدردانی و احترام به دیگران نباید تنها به زمان نیاز و سود بستگی داشته باشد.

در این حکایت، سعدی داستان مرد هیزم‌شکنی را روایت می‌کند که درخت گلابی را می‌بیند و به خاطر میوه‌های فراوان و خوشمزه‌اش تصمیم می‌گیرد آن را قطع نکند. اما بعد از مدتی که دیگر میوه‌ای بر روی درخت نمی‌بیند، تصمیم می‌گیرد درخت را قطع کرده و از چوب آن استفاده کند. درخت با او صحبت می‌کند و می‌گوید که از من زمان برداشت میوه بهره بردی، حالا که میوه‌ای ندارم، مرا قطع می‌کنی؟ اما هیزم‌شکن به حرف درخت توجه نمی‌کند و آن را قطع می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن