14:51

1405/07/22

مهارت مدیریت هیجانات؛ میزبانیِ احساسات به جای بردگیِ آن‌ها

در طول شبانه‌روز، انسان بارها با موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که واکنش او به آن‌ها، سرنوشتِ روابط, تصمیم‌ها و حتی سلامت روانی‌اش را تعیین می‌کند. گاه یک رفتارِ ساده از سوی دیگران — که شاید هیچ قصدی پشت آن نباشد — با تفسیری شتابزده در ذهن, به یک بحرانِ کوچک تبدیل می‌شود و ساعتی بعد, واکنشی افسارگسیخته از آن برمی‌خیزد. تجربه‌ی زیسته‌ی آدمی نشان می‌دهد که آنچه میان «رخداد» و «پاسخ» فاصله می‌اندازد, نه شدتِ خودِ واقعه, بلکه سازوکارِ درونیِ ادراک و پردازشِ آن است; سازوکاری که می‌توان آن را شناخت, پرورش داد و به ابزاری برای تصمیم‌گیری سالم و تعامل سازنده تبدیل کرد. با این نگاه, پرسش بنیادین امروز نه «چرا احساس می‌کنیم», بلکه «چگونه بر احساس حکومت می‌کنیم» است.

برای هر انسانی در طول زندگی روزمره اتفاقاتی رخ می دهد، اخباری را میشنود، افکاری را از سر می گذراند و اعمالی انجام می دهد که همگی می توانند در او احساسات یا هیجاناتی را بوجود بیاورد. این احساسات به نوبه خود در شکل دادن رفتارهای او موثر می باشد؛ وقتی خوشحال هستیم یعنی احتمالا اتفاقات خوبی را پشت سر گذاشته ایم، و هنگامی که غمگین هستیم احتمالا اتفاقات ناگواری پیش آمده است.

هیجانات و احساسات تجاربی درونی هستند که در مقابل رخدادهای بیرونی یا درونی در خود احساس میکنیم، مثل احساس خشم، غم، شادی، ترس، نگرانی.

مهارت مدیریت هیجانات، فرد را قادر میسازد تا هیجان را در خود و دیگران تشخیص داده و نحوه تاثیر آنها را بر رفتار بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجانات مختلف نشان دهد.
مثلا وقتی فکر میکنم سلام نکردن یکی از همکاران بمعنی توهین و گستاخی به من است، احتمالا هیجان خشم را تجربه خواهم کرد؛ درصورتیکه اگر فکر کنم رفتار سلام نکردنِ او نشانه این است که احتمالا او امروز مشکلی دارد و حالش خوب نیست، امکان دارد دیگر خشمگین نشوم و هیجانی دیگر را تجربه کنم.

اهمیت مدیریت هیجانات در این است که اولا موجب برخورد صحیح ما با موقعیت های تهدیدکننده و خطرناک می شود، مثلا در مواجهه با یک جانور درنده، هیجان ترس باعث میشود با قدرت بیشتری پا به فرار گذاشته و جان خود را نجات دهیم، ثانیا به ما کمک میکند تا با شناخت هیجانات خود و دیگران نیازهای آنان را درک کرده و حداقل با همدلی به آنان یاری برسانیم!

چند راهکار جهت مدیریت هیجانات:
1) هیجانات خود را بپذیریم و آنها را همانند مهمان خود بدانیم ولی آنها گوشزد کنیم که ما میزبان آنها هستیم و اجازه ندارند هرکاری دوست دارند انجام بدهند.
2) رفتارهای هیجانی مطلوب را در خود تقویت کنیم مثل: همدلی، مثبت نگری و کنترل تنش و..
3) وقتی هیجان های شدیدی را تجربه میکنیم، از بحث کردن و تصمیم گیری اجتناب کنیم!
4) تنفس عمیق و آرام شکمی (تنفس با کمک بالا و پایین رفتن شکم)، قدم زدن، نوشیدن آب سرد، ترک محلی که باعث ایجاد هیجان شدید شده، در ذهن خود شمردن از 0 تا 10 یا بالعکس و… کمک میکنند تا هیجان خود را بیشتر کنترل کنیم!
5) بایدها و نبایدهای ذهن خود را متعادل تر سازیم. مثلا: “او نباید با من چنین رفتاری میکرد.” و یا “همه باید از من راضی باشند.” و… چنین تفکراتی باعث هیجانات منفی مثل خشم، ناامیدی، دلسردی و یاس می گردد!
6) بهتر است درباره هیجانات به ظاهر منفی مثل: خشم، حسادت، نفرت و.. صحبت کنیم!
7) از پیش داوری و قضاوت های عجولانه در مواجهه با رفتار، گفتار و احساسات دیگران بپرهیزیم.

 

جمله پایانی از ارسطو: عصبانی شدن آسان است؛ همه میتوانند عصبانی شوند؛ اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب آسان نیست!

مریم کاویانی / روانشناس و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن