۱. امروزه مهمترین مشکلی که این روزها گریبانگیر هتلدارها شده، تورم افسارگسیخته در خرید ملزومات مصرفی و هزینه های نگهداری است. به عنوان مثال یک هتل متوسط تعویض ملافه، حوله و لوازم آرایشی بهداشتی برایش تبدیل به کابوس شده چون قیمت عمده فروش ها مدام در حال تغییر و متاسفانه رو به افزایش است. از طرفی برای افزایش حقوق پرسنل هم دست و دل باز نیستند، در نتیجه نیروی ماهر یا می رود یا با بی حوصلگی کار میکند. این قضیه مستقیم روی کیفیت تاثیر میگذارد؛ مثلاً در یک هتل چهارستاره ممکن است صبحانه با مواد اولیه ارزانتر از دو ماه پیش پخته شود یا استخر را به بهانه تعمیرات چند روز تعطیل کند تا در قبض آب و برق صرفه جویی شود.
۲. بحث مالیات و عوارض دولتی که واقعا کمرشکن است. مالیات بر ارزش افزوده که هر سال هم افزایش پیدا میکند، برای هتلها یک عدد ثابت نیست و بر اساس کل صورتحساب میخورد، درحالی که سود خالص قطعا خیلی کمتر از مبلغ فروش است. تازه، بیمه تامین اجتماعی کارکنان که هر سال پایه اش بالا میرود و عوارض شهرداری برای پروانه کسب و تابلوها. خیلی از هتلداران مجبورند برای فرار از این فشارها، بخشی از معاملات را خارج از سیستم ثبت کنند،علیرغم ریسک جریمه های سنگین. این فشار باعث شده بسیاری از هتل های کوچک و متوسط چاره ای جز کاهش نیروی انسانی یا تعویض تجهیزات تعمیراتی با نمونه های درجه دو نداشته باشند.
۳. قضیه بازگشت سرمایه یک جورایی شبیه قمار با سود انتظاری منفی شده. اگر کسی بخواهد از صفر هتل بسازد، با احتساب قیمت زمین، هزینههای ساخت سرسامآور و تجهیزات وارداتی، دوره برگشت سرمایه اش به راحتی به بالای ۱۲ تا ۱۵ سال میرسد، آن هم به شرطی که رکود سنگین نیاید. برای سرمایهگذاری خارجی که اصلا جذابیت ندارد چون ریسک تحریم و نقل و انتقال ارز را هم باید تحمل کند. اما برای سرمایهگذار داخلی که پول نقد دارد و بازارهای موازی مثل طلا و دلار برایش ریسک نوسانی دارد، خرید یک هتل قدیمی و بازسازی آن با قیمت مناسب شاید توجیه داشته باشد، ولی در کل، صنعت هتلداری الان در اولویت آخر لیست سرمایهگذاری های پرریسک و کم دردسر قرار دارد.
۴. نرخ ارز که تلاطم پیدا میکند، هتلدار بین دو آتش میماند. یک طرف، هزینههای تعمیر و نگهداری تجهیزات خارجی (چیلر، آسانسور، سیستمهای اطفا حریق) با دلار آزاد بالا میرود و طرف دیگر، خیلی از مشتریان داخلی توان پرداخت نرخهای بهروز شده را ندارند. بعضی هتلها نرخ هایشان را به تومان میبندند ولی هر هفته با توجه به دلار بازار آزاد آپدیت میکنند که این موضوع برای مشتریان سازمانی و شرکتهای بزرگ که بودجه سالانه دارند، واقعا دردسرساز است. در نهایت، خیلی از هتلها ترجیح میدهند یک نرخ متوسط بالاتر در ابتدای سال اعلام کنند و تخفیفهای لحظه آخری بدهند، تا اینکه هر روز نرخ نامه جدید چاپ کنند و اعتماد مهمان را از دست بدهند.
۵. اگر صادقانه بخواهیم نگاه کنیم، در زیرساختهای فیزیکی و کیفیت مصالح، هتلهای پنج ستاره تهران و اصفهان به نمونههای ترکیهای و دبی نزدیک شدهاند، اما در دو بخش مهم عقبمانده آمد: اول، زنجیره تامین و نگهداری؛ یعنی در یک هتل بینالمللی، اگر شیرآلات حمام خراب شود، ۲۴ ساعته تعویض میشود با قطعه اصلی، اما اینجا مجبوریم تعمیرکار محلی بیاوریم که قالب بسازد. دوم، پذیرش و خدمات روم سرویس؛ هنوز خیلی از هتلهای ما با سیستمهای کاغذی و قدیمی پیش میروند و مهمان خارجی که به اپلیکیشنهای رزرواسیون بینالمللی و پرداخت با کارت عادت دارد، اینجا واقعا اذیت میشود. مهمان نوازی ایرانی یک برگ برنده است، اما متاسفانه استانداردهای شبکه ای و یکپارچگی جهانی را نداریم، مگر در چند برند خاص که زیر نظر مدیران خارجی قبلی اداره میشوند.
۶. تکنولوژی این روزها جان دوبارهای به هتلها بخشیده، اما خیلی از مدیران سنتی هنوز با چشمک زدن به سیستمهای دیجیتال بدبین اند. با این حال، هتلهای هوشمندتر دارند از اپلیکیشنهای اختصاصی برای چک این/چک اوت بدون پذیرش، و رزرو سرویسهای جانبی مثل تور و رستوران استفاده میکنند. مثلا اسکن کیوآر کد منوی اتاقها یا امکان ارتباط مستقیم با هاوس کیپینگ از طریق واتساپ، کیفیت تجربه را برای مهمان جوان دوچندان میکند. جالب اینجاست که استفاده از سیستمهای مدیریت مهمان (PMS) که بتواند سلیقه مشتری را ثبت کند و برای سفر بعدی پیشنهاد ویژه بدهد، هنوز در هتلهای ما غریب است و اکثرا فقط به صفحه اینستاگرام و سایت رزرو ساده اکتفا میکنند، در صورتی که مهمان امروز به دنبال شخصی سازی و سرعت در پاسخگویی است، نه صرفا یک اتاق تمیز و صبحانه.