02:20

1405/06/22

روستاهای جهانی گردشگری؛ راهبردی برای حکمرانی توسعه پایدار، دیپلماسی فرهنگی و آینده ایران

در ادبیات توسعه قرن بیست‌ویکم، روستا دیگر صرفاً یک سکونتگاه تولیدی یا واحدی برای فعالیت‌های کشاورزی نیست، بلکه به عنوان یک «سرزمین زنده» با مجموعه‌ای از سرمایه‌های فرهنگی، تاریخی، طبیعی، اجتماعی و اقتصادی شناخته می‌شود که می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در آینده توسعه کشورها ایفا کند. بر همین اساس، سازمان جهانی گردشگری با طراحی برنامه «روستاهای جهانی گردشگری»، رویکردی نوین را در برابر دولت‌ها قرار داده است؛ رویکردی که توسعه را نه از مسیر گسترش شهرها، بلکه از مسیر توانمندسازی روستاها، حفظ هویت بومی و بهره‌برداری خردمندانه از ظرفیت‌های محلی دنبال می‌کند. ااهمیت موضوع از این منظر، تا حدی است روزی به نام، روز جهانی توسعه روستایی نامگذاری شده است، این نامگذاری تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ بلکه یادآور یک تحول اساسی در اندیشه توسعه است؛ تحولی که بر این باور استوار است که آینده پایدار کشورها بدون پایداری روستاها امکان‌پذیر نخواهد بود. برنامه «روستاهای جهانی گردشگری» نیز دقیقاً بر همین فلسفه استوار است.

اساطیرنیوز-دکتر مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاست‌های توسعه گردشگری، عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران و کارشناس ارشد گردشگری

این برنامه، برخلاف تصور رایج، مسابقه‌ای برای انتخاب زیباترین یا مشهورترین روستاهای جهان نیست، بلکه نظامی برای ارزیابی کیفیت حکمرانی محلی، میزان مشارکت جامعه، حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی، پایداری محیط‌ زیست، تاب‌آوری اقتصادی و توان مدیریت مقصد گردشگری است. در حقیقت، سازمان جهانی گردشگری با این ابتکار، پیام روشنی به دولت‌ها داده است؛ اینکه گردشگری، زمانی به توسعه منجر می‌شود که در خدمت حفظ هویت، افزایش کیفیت زندگی مردم، تقویت اقتصاد محلی و حفاظت از سرمایه‌های سرزمینی قرار گیرد. از همین رو، روستایی که موفق به کسب این عنوان می‌شود، نه صرفاً به دلیل جاذبه‌های طبیعی، بلکه به واسطه مدیریت صحیح، مشارکت مردم، حفاظت از اصالت و حرکت در مسیر توسعه پایدار مورد تقدیر قرار می‌گیرد. نکته مهم آن است که این برنامه، گردشگری را از یک فعالیت اقتصادی صرف، به ابزاری برای حکمرانی توسعه تبدیل کرده است. امروزه بسیاری از کشورها دریافته‌اند که توسعه روستایی تنها با تزریق منابع مالی یا اجرای پروژه‌های عمرانی محقق نمی‌شود، بلکه باید اقتصاد، فرهنگ، محیط‌ زیست، سرمایه اجتماعی و هویت محلی در یک نظام هماهنگ به حرکت درآیند. گردشگری روستایی، در صورت مدیریت صحیح، قادر است این پیوند را برقرار کند. گردشگری روستایی در واقع، اقتصاد را با فرهنگ آشتی می‌دهد. زمانی که یک گردشگر برای تجربه زندگی روستایی، معماری بومی، آیین‌های سنتی، موسیقی محلی، صنایع‌دستی، خوراک بومی یا چشم‌اندازهای طبیعی به یک روستا سفر می‌کند، ارزش اقتصادی این سرمایه‌ها افزایش می‌یابد و همین ارزش اقتصادی، انگیزه‌ای برای حفاظت از آنها ایجاد می‌کند. بدین ترتیب، آنچه پیش‌تر هزینه تلقی می‌شد، به سرمایه‌ای ارزشمند برای توسعه تبدیل می‌شود. در همین چارچوب، گردشگری روستایی به یکی از مؤثرترین ابزارهای جلوگیری از مهاجرت، کاهش فقر و ایجاد اشتغال پایدار تبدیل شده است.
بسیاری از روستاهای جهان که زمانی با کاهش جمعیت، بیکاری و رکود اقتصادی مواجه بودند، امروز به واسطه توسعه گردشگری، به کانون‌های کارآفرینی، نوآوری و سرمایه‌گذاری تبدیل شده‌اند. جوانان به جای ترک زادگاه خود، در حوزه‌هایی همچون بوم‌گردی، صنایع‌دستی، تولیدات محلی، راهنمای گردشگری، خدمات فرهنگی و اقتصاد خلاق مشغول به فعالیت شده‌اند. اما شاید مهم‌ترین دستاورد این رویکرد، تقویت سرمایه اجتماعی باشد. هیچ روستایی بدون مشارکت مردم نمی‌تواند به مقصدی موفق تبدیل شود. از این رو، برنامه روستاهای جهانی گردشگری، مردم را از مخاطبان توسعه به بازیگران اصلی توسعه تبدیل می‌کند. شوراهای اسلامی، دهیاری‌ها، زنان روستایی، جوانان، هنرمندان، کشاورزان، فعالان صنایع‌دستی و کارآفرینان، همگی بخشی از نظام مدیریت مقصد محسوب می‌شوند و همین مشارکت، رمز پایداری این الگو است. از سوی دیگر، این برنامه را باید یکی از موفق‌ترین نمونه‌های دیپلماسی فرهنگی در جهان دانست. هر روستای جهانی، ویترینی از تمدن، فرهنگ، هنر، سبک زندگی، خوراک، موسیقی، معماری و ارزش‌های اجتماعی یک ملت است. گردشگر خارجی، پیش از آنکه با ساختارهای سیاسی یک کشور آشنا شود، با مردم، فرهنگ و شیوه زندگی آنان ارتباط برقرار می‌کند. از این منظر، هر روستای جهانی، سفیری فرهنگی برای معرفی چهره واقعی یک کشور به افکار عمومی جهان خواهد بود. برای ایران، این موضوع از اهمیت مضاعفی برخوردار است. ایران سرزمینی است که هزاران روستای آن، گنجینه‌ای از معماری بومی، آیین‌های کهن، زبان‌ها و گویش‌های متنوع، هنرهای سنتی، موسیقی محلی، خوراک‌های اصیل، کشاورزی سنتی و میراث ناملموس را در خود جای داده‌اند. این ظرفیت عظیم، نه تنها مزیتی برای توسعه گردشگری، بلکه پشتوانه
ای برای تقویت هویت ملی، انسجام اجتماعی، عدالت فضایی و دیپلماسی فرهنگی کشور محسوب می‌شود. از سوی دیگر، گردشگری روستایی را باید ابزاری برای افزایش تاب‌آوری سرزمینی نیز دانست. روستایی که دارای اقتصاد پویا، جمعیت فعال، زیرساخت مناسب و مشارکت اجتماعی است، در برابر بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی زیست‌محیطی مقاوم‌تر خواهد بود. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در گردشگری روستایی، در حقیقت سرمایه‌گذاری برای امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی و پایداری سرزمین است؛ موضوعی که امروزه در بسیاری از اسناد توسعه‌ای جهان مورد توجه قرار گرفته است.
روستاهای جهانی گردشگری؛ از برند بین‌المللی تا حکمرانی نوین توسعه روستایی بخش دوم: از سیاست‌گذاری تا اقدام اگر بپذیریم که برنامه «روستاهای جهانی گردشگری» صرفاً یک رقابت برای کسب عنوانی بین‌المللی نیست، آنگاه باید آن را الگویی برای بازتعریف حکمرانی توسعه روستایی در ایران بدانیم. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که آنچه یک روستا را به جایگاه جهانی می‌رساند، بیش از آنکه به برخورداری از جاذبه‌های طبیعی یا تاریخی وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی، انسجام نهادی، مشارکت مردم و توانایی مدیریت هوشمند مقصد گردشگری بستگی دارد. امروز یکی از چالش‌های اساسی توسعه روستایی در ایران، پراکندگی مسئولیت‌ها و تعدد مراکز تصمیم‌گیری است. هرچند دستگاه‌های مختلفی در حوزه‌های عمران، کشاورزی، محیط‌زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، زیرساخت، آب، انرژی و خدمات عمومی نقش‌آفرین هستند، اما نبود یک نظام هماهنگ و یکپارچه، موجب شده است که ظرفیت‌های ارزشمند بسیاری از روستاهای کشور هرگز به مزیت رقابتی تبدیل نشود.
این در حالی است که الگوی روستاهای جهانی گردشگری بر «حکمرانی مشارکتی» استوار است؛ حکمرانی‌ای که در آن، همه دستگاه‌ها و ذی‌نفعان با هدفی مشترک، یعنی ارتقای کیفیت زندگی جامعه محلی و حفاظت از سرمایه‌های سرزمینی، هم‌افزا عمل می‌کنند. از این منظر، ضروری است «برنامه ملی توسعه روستاهای گردشگری ایران» به عنوان یک سند فرابخشی تدوین شود؛ سندی که وظایف و مسئولیت‌های هر یک از دستگاه‌های اجرایی، مدیریت‌های استانی، شهرداری‌ها و دهیاری‌ها، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها، تشکل‌های مردم‌نهاد و جوامع محلی را به‌صورت روشن و هماهنگ تعریف کند. این برنامه باید مبتنی بر مزیت‌های نسبی هر منطقه، ظرفیت‌های بومی، نیازهای جامعه محلی و الزامات توسعه پایدار باشد و از رویکردهای بخشی و جزیره‌ای فاصله بگیرد. یکی دیگر از الزامات موفقیت در این مسیر، تغییر نگاه از «پروژه‌محوری» به «مقصدمحوری» است. در سال‌های گذشته، بخش قابل توجهی از اقدامات توسعه‌ای در روستاها به اجرای پروژه‌های عمرانی محدود شده است؛ در حالی که مقصد گردشگری، مجموعه‌ای زنده از انسان، فرهنگ، طبیعت، خدمات، زیرساخت، مدیریت و تجربه سفر است.
بنابراین، توسعه واقعی زمانی محقق می‌شود که همه این مؤلفه‌ها در کنار یکدیگر و در قالب یک نظام مدیریت مقصد برنامه‌ریزی شوند. در این میان، فناوری‌های نوین نیز می‌توانند نقش مهمی در آینده گردشگری روستایی ایفا کنند. هوش مصنوعی، بازاریابی دیجیتال، سامانه‌های رزرو، واقعیت مجازی، نقشه‌های هوشمند، تحلیل داده‌های گردشگری و اقتصاد دیجیتال، فرصت‌هایی هستند که می‌توانند فاصله روستاهای ایران با بازارهای جهانی را کاهش دهند. امروز گردشگر، مقصد خود را پیش از سفر در فضای مجازی انتخاب می‌کند؛ از این‌رو، حضور مؤثر روستاهای ایران در بسترهای دیجیتال، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند برندسازی جهانی است. در کنار فناوری، سرمایه انسانی نیز مهم‌ترین عامل موفقیت است. هیچ روستایی بدون آموزش و توانمندسازی جامعه محلی نمی‌تواند به یک مقصد پایدار تبدیل شود. آموزش در حوزه مهمان‌نوازی، مدیریت اقامتگاه‌های بوم‌گردی، بازاریابی، زبان‌های خارجی، تولید محتوای دیجیتال، حفاظت از محیط‌زیست، مدیریت پسماند و استانداردهای خدمات گردشگری باید به یکی از اولویت‌های اصلی سیاست‌گذاری تبدیل شود. در حقیقت، سرمایه اصلی هر روستا، مردم آن هستند و توسعه‌ای که بر مشارکت مردم استوار نباشد، پایداری لازم را نخواهد داشت. در این میان، استان مازندران می‌تواند یکی از الگوهای ملی توسعه گردشگری روستایی باشد. تنوع کم‌نظیر جغرافیایی، جنگل‌های هیرکانی، سواحل دریای خزر، روستاهای کوهستانی، معماری بومی، آیین‌های سنتی، موسیقی محلی، صنایع‌دستی، خوراک بومی و فرهنگ مهمان‌نوازی، مجموعه‌ای از مزیت‌های رقابتی را در این استان گرد هم آورده است.
اگر این ظرفیت‌ها در قالب یک برنامه منسجم و مبتنی بر استانداردهای بین‌المللی مدیریت شوند، مازندران می‌تواند سهم قابل توجهی از روستاهای جهانی گردشگری ایران را به خود اختصاص دهد و به الگویی برای سایر استان‌ها تبدیل شود. از سوی دیگر، توسعه گردشگری روستایی نباید صرفاً با شاخص تعداد گردشگران سنجیده شود. معیارهای واقعی موفقیت، افزایش درآمد جامعه محلی، حفظ بافت تاریخی، صیانت از محیط‌زیست، احیای صنایع‌دستی، ماندگاری جمعیت، ارتقای کیفیت زندگی، مشارکت مردم و رضایت گردشگران است. توسعه‌ای که به تخریب طبیعت، تغییر هویت فرهنگی یا نابرابری اجتماعی منجر شود، هرچند در کوتاه‌مدت سودآور باشد، اما با فلسفه توسعه پایدار و اهداف برنامه روستاهای جهانی گردشگری در تعارض خواهد بود. امروز، ایران در آستانه یک فرصت تاریخی قرار دارد. ظرفیت‌های بی‌بدیل روستاهای کشور، در کنار رشد تقاضای جهانی برای گردشگری تجربه‌محور، فرهنگی و طبیعت‌محور، می‌تواند جایگاه ایران را در نقشه گردشگری جهان ارتقا دهد. تحقق این هدف، مستلزم آن است که گردشگری روستایی از یک فعالیت صرفاً اقتصادی، به یک سیاست ملی در حوزه توسعه سرزمینی تبدیل شود. در پایان باید تأکید کرد که «روستاهای جهانی گردشگری» بیش از آنکه یک عنوان افتخارآمیز باشند، نماد یک اندیشه توسعه‌ای هستند؛ اندیشه‌ای که بر این باور استوار است که حفاظت از میراث فرهنگی، صیانت از محیط‌زیست، مشارکت مردم، اقتصاد محلی، عدالت فضایی و دیپلماسی فرهنگی، اجزای جدایی‌ناپذیر یک مسیر واحدند. آینده ایران نیز در گرو آن است که روستا را نه نقطه‌ای در حاشیه نقشه، بلکه قلب تپنده توسعه پایدار، هویت ملی و اقتدار فرهنگی کشور بداند. از این منظر، توسعه روستایی، دعوت به نگرشی دارد برای بازتعریف نسبت ما با روستا؛ دعوتی برای آنکه از «توسعه برای روستا» به «توسعه با محوریت روستا» گذر کنیم. اگر چنین نگاهی در سیاست‌گذاری ملی نهادینه شود، هر روستای ایران می‌تواند به یک کانون امید، کارآفرینی، نوآوری، هویت و پایداری تبدیل شود و حضور پررنگ‌تر روستاهای ایرانی در فهرست «روستاهای جهانی گردشگری»، نه یک موفقیت مقطعی، بلکه نماد شکل‌گیری الگویی ایرانی از توسعه پایدار در عرصه جهانی خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن