گروه روانشناسی گردشگری ـ اساطیرنیوز
وقتی از گردشگری صحبت میکنیم، معمولاً تصویرهایی از بناهای تاریخی، طبیعت، موزهها، سواحل و جاذبههای فرهنگی در ذهنمان شکل میگیرد؛ اما یکی از مهمترین بخشهای تجربه سفر، چیزی است که شاید کمتر به آن به چشم یک تجربه روانشناختی نگاه کرده باشیم: غذا.
یک غذای محلی، بوی نان تازه در یک بازار قدیمی، نشستن در یک رستوران سنتی، نوشیدن قهوه در یک میدان تاریخی یا حتی تجربه یک طعم کاملاً جدید، میتواند بخش مهمی از خاطره سفر را شکل دهد.
امروز «گردشگری خوراک» دیگر صرفاً رفتن به یک مقصد برای خوردن غذای خوب نیست؛ بلکه به تجربهای حسی، فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی تبدیل شده است.
اما سؤال مهمتر این است:
آیا تجربه غذایی در سفر میتواند بر احساس شادی، رضایت و بهزیستی روانشناختی گردشگر نیز اثر بگذارد؟
پژوهشهای جدید در حوزه رفتار غذایی و سلامت روان، در کنار مطالعات گردشگری خوراک، سرنخهای جالبی برای پاسخ به این پرسش ارائه میکنند.
غذا در سفر؛ بیشتر از یک وعده غذایی
در زندگی روزمره، غذا خوردن ممکن است بیشتر یک فعالیت ضروری و تکراری باشد؛ اما در سفر، همین فعالیت میتواند به یک تجربه گردشگری تبدیل شود.
گردشگر ممکن است برای امتحان کردن یک غذای محلی برنامهریزی کند، به بازار سنتی برود، در کلاس آشپزی شرکت کند، از یک مزرعه یا کارخانه تولید مواد غذایی بازدید کند، غذای خیابانی را امتحان کند یا همراه مردم محلی غذا بخورد.
در چنین شرایطی، غذا تنها چیزی نیست که خورده میشود؛ بلکه بخشی از داستان مقصد است.
طعم، بو، رنگ، بافت غذا، نحوه سرو، فضای رستوران، موسیقی، گفتوگو با فروشنده یا آشپز و حتی افرادی که در کنار گردشگر غذا میخورند، همگی بخشی از این تجربه هستند.
به همین دلیل است که گردشگری خوراک را میتوان در نقطه تلاقی غذا، فرهنگ، حواس، هیجان، تعامل اجتماعی و تجربه گردشگری قرار داد.
رفتار غذایی گردشگر در سفر تغییر میکند
یکی از نکات مهم در پژوهشهای جدید روانشناسی تغذیه این است که «رفتار غذایی» بسیار گستردهتر از نوع غذایی است که فرد انتخاب میکند.
رفتار غذایی شامل انتخابها، الگوها و شیوههای مرتبط با غذاست؛ از نظم وعدههای غذایی و میزان مصرف گرفته تا غذا خوردن در پاسخ به هیجان، استرس یا شرایط محیطی.
مطالعهای که Eaton و همکاران در سال ۲۰۲۶ در Journal of Human Nutrition and Dietetics منتشر کردند، نشان داد که رفتار غذایی افراد میتواند تحت تأثیر مجموعهای پیچیده از عوامل روانشناختی، جسمانی، دارویی و اجتماعی قرار گیرد.
اگر این یافته را وارد دنیای گردشگری کنیم، به یک سؤال جالب میرسیم:
آیا سفر نیز میتواند رفتار غذایی ما را تغییر دهد؟
پاسخ احتمالاً مثبت است.
تغییر برنامه روزانه، ساعات خواب، دسترسی متفاوت به غذا، امتحان کردن غذاهای جدید، هیجان سفر، استرس حملونقل، فشار زمانی، همراهان سفر و حتی بودجه گردشگر میتوانند الگوی غذا خوردن او را تغییر دهند.
بنابراین، گردشگر در مقصد فقط «غذای متفاوت» نمیخورد؛ بلکه ممکن است به شکل متفاوتی غذا بخورد.
وقتی هیجان سفر با غذا ترکیب میشود
غذا ارتباط نزدیکی با هیجان دارد.
همه ما احتمالاً تجربه کردهایم که یک طعم یا بو، ناگهان خاطرهای قدیمی را زنده میکند. این ارتباط در سفر میتواند بسیار قدرتمندتر شود.
یک غذای محلی ممکن است با تجربه یک شهر، یک سفر خانوادگی، یک دیدار دوستانه یا حتی یک اتفاق مهم زندگی در ذهن گردشگر پیوند بخورد.
در نتیجه، تجربه غذایی میتواند از یک لذت کوتاهمدت فراتر رود و به بخشی از حافظه زندگینامهای فرد تبدیل شود.
پژوهشهای حوزه گردشگری خوراک نیز نشان دادهاند که تجربههای غذایی گردشگران میتوانند فراتر از لذت لحظهای، با رضایت و احساس بهزیستی ارتباط پیدا کنند و در حافظه افراد باقی بمانند.
بنابراین، شاید بتوان گفت:
گاهی یک مقصد را با بناهایش به یاد نمیآوریم؛ با طعمش به یاد میآوریم.
پنج حس گردشگر در بشقاب غذا
یکی از جذابترین ویژگیهای گردشگری خوراک، درگیر کردن همزمان چند حس است.
گردشگر ممکن است:
- رنگ و ظاهر غذا را ببیند؛
- بوی آن را استشمام کند؛
- صدای پختن یا سرخ شدن آن را بشنود؛
- بافت غذا را احساس کند؛
- و در نهایت طعم آن را تجربه کند.
این تجربه چندحسی میتواند یکی از دلایل مهم جذابیت گردشگری خوراک باشد.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۴ روی گردشگران تجربهکننده غذای محلی در شهر زیبو چین انجام شد، نشان داد که تجربه حسی غذا در کنار تجربه خدمات و محیط، با رضایت و بهزیستی ذهنی گردشگران ارتباط دارد. در این مطالعه، تجربه حسی غذا قویترین سهم را در میان این ابعاد داشت.
به بیان سادهتر، گردشگری خوراک فقط «خوردن» نیست؛ تجربه کردن با حواس است.
آیا غذای محلی میتواند حال گردشگر را بهتر کند؟
البته باید در بیان این موضوع علمی دقت کرد.
نمیتوان گفت هر غذای محلی یا هر تجربه غذایی الزاماً باعث بهبود سلامت روان میشود. شواهد موجود بیشتر از ارتباط میان تجربه غذایی، رضایت و بهزیستی ذهنی حمایت میکنند و برای اثبات رابطه علت و معلولی به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
اما یک سازوکار احتمالی را میتوان تصور کرد:
تجربه غذایی مثبت
↓
لذت حسی
↓
هیجان مثبت
↓
رضایت از تجربه سفر
↓
خاطره مثبت از مقصد
↓
افزایش بهزیستی ذهنی
این مسیر البته یک مدل مفهومی است و نباید آن را بهعنوان یک رابطه قطعی و اثباتشده در همه گردشگران تلقی کرد.
غذا میتواند گردشگر را به فرهنگ مقصد نزدیک کند
یکی از مهمترین ویژگیهای گردشگری خوراک، امکان برقراری ارتباط با فرهنگ مقصد است.
گردشگر با خوردن غذای محلی، فقط یک ماده غذایی را تجربه نمیکند؛ بلکه ممکن است با:
تاریخ، سنت، اقلیم، کشاورزی، خانواده، آیینها و سبک زندگی مردم محلی
ارتباط برقرار کند.
برای مثال، وقتی گردشگر در یک بازار محلی با فروشنده صحبت میکند، درباره یک غذای سنتی سؤال میپرسد یا در یک کارگاه آشپزی محلی شرکت میکند، تجربه او از حالت مصرف ساده خارج شده و به نوعی تعامل فرهنگی تبدیل میشود.
این تعامل میتواند احساس نزدیکی بیشتر به مقصد و مردم آن ایجاد کند.
در نتیجه، گردشگری خوراک میتواند یکی از مسیرهای تجربه اصالت مقصد باشد.
سفر و خروج از الگوی همیشگی غذا خوردن
یکی دیگر از جنبههای جالب روانشناختی سفر، فاصله گرفتن از روال روزمره است.
در زندگی روزانه، بسیاری از رفتارهای غذایی ما به صورت عادت درآمدهاند: زمان مشخص صبحانه، ناهار، شام، غذاهای تکراری و رستورانهای آشنا.
اما سفر میتواند این الگو را تغییر دهد.
گردشگر ممکن است صبحانهای متفاوت بخورد، غذای جدیدی امتحان کند یا برای اولین بار با ماده غذایی ناشناختهای مواجه شود.
این تغییر میتواند تجربهای از کنجکاوی، کشف و یادگیری ایجاد کند.
البته همین تغییر میتواند برای برخی افراد استرسزا نیز باشد؛ بهویژه افرادی که محدودیتهای غذایی، حساسیتهای غذایی یا نگرانیهای شدید درباره غذا دارند.
بنابراین، رفتار غذایی در سفر همیشه مثبت یا منفی نیست؛ بلکه به شرایط فرد و زمینه سفر بستگی دارد.
وقتی سفر میتواند رفتار غذایی ناسالم ایجاد کند
نباید رویای گردشگری خوراک را آنقدر رمانتیک کنیم که جنبههای منفی آن را نادیده بگیریم.
سفر ممکن است با مواردی مانند:
- حذف وعدههای غذایی به دلیل فشردگی برنامه؛
- مصرف بیش از حد غذا؛
- خوردن هیجانی؛
- افزایش مصرف غذاهای فوقفرآوریشده؛
- مصرف بیش از حد نوشیدنیهای شیرین؛
- کمبود خواب؛
- کمآبی بدن؛
- یا بینظمی شدید در ساعات غذا خوردن
همراه شود.
از سوی دیگر، فردی که از قبل با اضطراب، مشکلات خوردن یا نگرانی شدید درباره وزن و غذا مواجه است، ممکن است در محیط ناآشنای سفر فشار روانی بیشتری تجربه کند.
پژوهش Eaton و همکاران نیز نشان میدهد که رفتار غذایی را نمیتوان جدا از وضعیت روانی، انگیزه، انرژی، شرایط اجتماعی و محیط زندگی فرد بررسی کرد.
این نکته در گردشگری نیز اهمیت دارد: یک تجربه غذایی برای یک گردشگر میتواند لذتبخش باشد و برای گردشگر دیگر، منبع اضطراب.
گردشگری خوراک سالم یعنی چه؟
اگر قرار است گردشگری خوراک را از منظر سلامت روان نیز بررسی کنیم، هدف نباید این باشد که گردشگر را از لذت غذا محروم کنیم.
برعکس، مسئله ایجاد تعادل است.
یک تجربه مطلوب گردشگری خوراک میتواند شامل این موارد باشد:
کشف طعمهای جدید
بدون اجبار به امتحان کردن هر چیزی.
تجربه غذای محلی
با توجه به نیازها و محدودیتهای فردی.
غذا خوردن آگاهانه
یعنی توجه به طعم، بو، محیط و تجربه، به جای صرفاً مقدار غذا.
تعامل اجتماعی
غذا خوردن در کنار خانواده، دوستان یا مردم محلی.
تنوع غذایی
به جای تمرکز افراطی بر یک نوع غذا.
احترام به بدن و نیازهای فردی
بدون تبدیل سفر به دورهای برای احساس گناه درباره غذا.
نقش صنعت گردشگری چیست؟
این موضوع فقط به انتخاب گردشگر مربوط نمیشود.
هتلها، رستورانها، تورگردانان، مقاصد گردشگری و برگزارکنندگان تجربههای غذایی نیز میتوانند در ایجاد تجربهای سالمتر نقش داشته باشند.
برای مثال، مقصد میتواند:
- غذاهای محلی سالم و متنوع ارائه کند؛
- اطلاعات شفاف درباره مواد تشکیلدهنده غذا در اختیار گردشگر قرار دهد؛
- گزینههای مناسب برای رژیمهای غذایی مختلف فراهم کند؛
- تجربههای غذایی همراه با داستان و فرهنگ محلی طراحی کند؛
- از تولیدکنندگان محلی حمایت کند؛
- و فضای آرام و اجتماعی مناسبی برای غذا خوردن ایجاد کند.
در چنین رویکردی، غذا از یک محصول گردشگری به یک تجربه سلامتمحور تبدیل میشود.
روانشناسی گردشگری خوراک؛ یک حوزه جدید برای پژوهش
پیوند میان گردشگری خوراک و روانشناسی میتواند زمینهای جذاب برای پژوهشهای آینده باشد.
برای مثال میتوان پرسید:
آیا گردشگری خوراک باعث افزایش بهزیستی ذهنی میشود؟
آیا تجربه حسی غذا میتواند هیجان مثبت گردشگر را افزایش دهد؟
آیا تعامل اجتماعی هنگام غذا خوردن نقش واسطهای در رابطه میان گردشگری خوراک و رضایت از سفر دارد؟
آیا اصالت ادراکشده غذای محلی میتواند احساس تعلق به مقصد را افزایش دهد؟
آیا تجربه غذایی میتواند بخشی از خاطرات مثبت سفر را تشکیل دهد؟
و حتی میتوان سؤال پیچیدهتری مطرح کرد:
آیا ویژگیهای روانشناختی گردشگر تعیین میکنند که یک تجربه غذایی برای او آرامشبخش، لذتبخش یا اضطرابآور باشد؟
این پرسشها میتوانند نقطه اتصال سه حوزه مهم باشند:
Psychology + Food Tourism + Well-being
از «گردشگری خوراک» به «گردشگری بهزیستی»
شاید در آینده بتوان حتی یک گام فراتر رفت.
اگر گردشگری خوراک را فقط به مصرف غذا محدود نکنیم و آن را در کنار:
- تجربه حسی،
- تعامل اجتماعی،
- فرهنگ محلی،
- طبیعت،
- آرامش،
- یادگیری،
- فعالیت بدنی،
- و تجربههای معنادار
قرار دهیم، میتوانیم آن را بخشی از یک مفهوم گستردهتر یعنی گردشگری بهزیستی بدانیم.
در این نگاه، مقصد خوب فقط مقصدی نیست که غذای خوشمزه داشته باشد؛ بلکه مقصدی است که به گردشگر اجازه میدهد خوب ببیند، خوب بشنود، خوب بچشد، خوب ارتباط برقرار کند و در نهایت حال بهتری را تجربه کند.
شاید سؤال درست این نباشد که «چه بخوریم؟»
وقتی از سلامت روان و گردشگری خوراک صحبت میکنیم، سؤال سنتی:
«چه غذایی سالمتر است؟»
تنها سؤال ممکن نیست.
سؤالات دیگری نیز اهمیت دارند:
این غذا چه احساسی در من ایجاد میکند؟
این تجربه چه خاطرهای برای من میسازد؟
آیا این غذا مرا به فرهنگ مقصد نزدیکتر میکند؟
آیا در کنار دیگران از خوردن آن لذت میبرم؟
آیا در این تجربه احساس آرامش و رضایت دارم؟
و شاید مهمتر از همه:
آیا شیوه غذا خوردن من در این سفر با نیازهای جسمی و روانیام سازگار است؟
این نگاه، غذا را از یک نیاز زیستی به بخشی از تجربه انسانی سفر تبدیل میکند.
جمعبندی؛ سفر را میتوان با چشیدن به خاطر سپرد
پژوهشهای جدید در حوزه رفتار غذایی و سلامت روان نشان میدهند که رابطه انسان با غذا بسیار پیچیدهتر از انتخاب غذای سالم یا ناسالم است. وضعیت روانی، هیجان، انگیزه، شرایط اجتماعی و محیط زندگی همگی میتوانند بر رفتار غذایی اثر بگذارند.
از سوی دیگر، مطالعات حوزه گردشگری خوراک نشان دادهاند که تجربههای غذایی در مقصد میتوانند با رضایت و بهزیستی ذهنی گردشگران ارتباط داشته باشند و تجربه حسی، خدماتی و محیطی غذا در شکلگیری این تجربه نقش دارند.
از این منظر، گردشگری خوراک را نباید صرفاً صنعتی برای فروش غذا به گردشگران دانست.
غذا میتواند زبان فرهنگ، ابزار ارتباط اجتماعی، محرک خاطره، تجربهای حسی و بخشی از احساس بهزیستی در سفر باشد.
اما شرط آن این است که به جای نگاه افراطی و قضاوتگرانه نسبت به غذا، به کیفیت تجربه غذایی توجه کنیم.
شاید یک سفر خوب فقط سفری نباشد که در آن مکانهای زیادی را دیدهایم.
گاهی سفر خوب سفری است که در آن:
طعم تازهای کشف کردهایم، با آدمهای جدیدی آشنا شدهایم، داستان یک غذا را شنیدهایم، لحظهای آرام گرفتهایم و خاطرهای ساختهایم که سالها بعد، با یک بو یا طعم دوباره زنده میشود.
و شاید به همین دلیل است که برخی مقصدها را نه با نام خیابانها و بناهایشان، بلکه با طعمشان به یاد میآوریم.
منابع:
Eaton, M., Robinson, L., Firth, J., et al. (2026). Eating Behaviour in Mental Health Care: An Underexplored Perspective From Dietitians and Other Clinicians. Journal of Human Nutrition and Dietetics, 39(2), e70233.
Yang, S., Liu, Y., Xu, L., et al. (2024). The effect of food tourism experiences on tourists’ subjective well-being. Heliyon, 10(3), e25482. این پژوهش با بررسی ۳۶۰ گردشگر، رابطه تجربه حسی، خدماتی و محیطی غذا با رضایت و بهزیستی ذهنی گردشگران را بررسی کرده است.
The Center for Nutritional Psychology (2026). How do health professionals support eating behaviors in individuals with mental health concerns? این مقاله، مطالعه Eaton و همکاران را برای مخاطبان حوزه روانشناسی تغذیه توضیح میدهد.