01:58

1405/06/22

گذار هتلداری از فروش اتاق به خلق تجربه

چالش بنیادین هتلداری امروز ایران تنها افزایش هزینه‌های عملیاتی نیست، بلکه عدم توازن ساختاری میان هزینه‌های جاری و درآمدهای واقعی، در کنار میانگین ضریب اشغال سالانه زیر ۴۰ درصد است. این فشار اقتصادی در صورت هدایت نادرست، مستقیماً به کاهش کیفیت خدمات، آموزش و افت ارزش برند هتل‌ها منجر می‌شود. دستیابی به بازدهی اقتصادی و همگامی با استانداردهای بین‌المللی نیازمند اصلاح نگاه سیاست‌گذار به هتل به‌عنوان یک زیرساخت مولد و صادراتی، گذار از قیمت‌گذاری‌های سنتی به مدیریت پویای درآمد (Revenue Management) و بهره‌گیری هوشمندانه از تحول دیجیتال برای شخصی‌سازی تجربه مهمان و ارتقای وفاداری مشتریان است.

1- مهم‌ترین مشکلات اقتصادی هتلداران در ایران چیست و چه تأثیری بر کیفیت خدمات دارد؟
به اعتقاد من، مسئله اصلی هتلداری ایران فقط افزایش هزینه‌ها نیست؛ عدم تناسب میان هزینه اداره هتل و درآمد قابل تحقق آن است. هتل یک کسب‌وکار بسیار سرمایه‌بر است؛ ساختمان، تأسیسات، تجهیزات، انرژی، مواد غذایی، نگهداری و خصوصاً نیروی انسانی متخصص، دائماً هزینه ایجاد می‌کنند، حتی اگر اتاق خالی باشد. در مقابل، تقاضای گردشگری در ایران به‌شدت تحت تأثیر شرایط اقتصادی، قدرت خرید مردم، فصل سفر و تحولات سیاسی قرار دارد. رئیس جامعه هتلداران ایران نیز پیش‌تر میانگین ضریب اشغال سالانه هتل‌ها را کمتر از ۴۰ درصد عنوان کرده است؛ بنابراین بخش قابل‌توجهی از ظرفیت ایجادشده عملاً بدون درآمد باقی می‌ماند نتیجه این فشار اقتصادی، مستقیماً در تجربه مشتری ظاهر می‌شود. وقتی حاشیه سود کاهش پیدا می‌کند، اولین واکنش بعضی مجموعه‌ها کاهش هزینه آموزش، نگهداری، نوسازی، تعداد نیروی انسانی یا کیفیت مواد و خدمات است. این همان نقطه خطرناک است؛ چون هتلداری صنعتی است که مشتری نه ساختمان، بلکه تجربه را خریداری می‌کند. ممکن است یک هتل از نظر فیزیکی پنج‌ستاره باشد، اما اگر آموزش نیروی انسانی، نگهداری تجهیزات، کیفیت غذا یا استاندارد خدمت کاهش یابد، ارزش واقعی برند آن هتل نیز کاهش پیدا می‌کند.در صورتی که باید درآمد هتل در واقع 30 درصد از ضریب اشغال باشد و سایر درآمدها هتل را راهبری کند ، که متاسفانه در ایران درست صورت نمی پذیرد.

۲- مالیات‌ها و هزینه‌های دولتی چه فشاری بر صنعت هتلداری ایران وارد می‌کند؟
به نظرم مسئله را نباید صرفاً با این جمله خلاصه کرد که مالیات هتل‌ها زیاد است . مسئله بنیادی‌تر این است که هنوز درباره ماهیت اقتصادی هتل اتفاق‌نظر نداریم. آیا هتل یک کالای لوکس است یا یکی از زیرساخت‌های توسعه گردشگری، اشتغال و ارزآوری کشور؟ اگر نگاه دوم را بپذیریم، سیاست مالیاتی، بیمه‌ای، انرژی و تأمین مالی آن نیز باید متناسب با یک صنعت مولد طراحی شود.
برای نمونه، در قانون فعلی مالیات بر ارزش افزوده، خدمات اقامتی هتل‌های سه‌ستاره و پایین‌تر و سایر مراکز اقامتی دارای مجوز معاف شده‌اند؛ در نتیجه هتل‌های چهار و پنج‌ستاره چنین معافیت عمومی‌ای ندارند. اینجا یک پارادوکس به وجود می‌آید: از یک سو از صنعت می‌خواهیم کیفیت و استاندارد خود را افزایش دهد و به سمت چهار و پنج‌ستاره شدن حرکت کند و از سوی دیگر، با افزایش سطح خدمت بخشی از هزینه‌های قانونی آن نیز افزایش پیدا می‌کند.در کنار مالیات، هزینه بیمه نیروی انسانی، انرژی، مجوزها، استانداردها، تعمیر و نگهداری و تأمین مالی نیز مطرح است. بنابراین من معتقدم دولت باید هتل را بخشی از زیرساخت صادرات خدمات و اقتصاد مقصد ببیند؛ زیرا گردشگر خارجی وقتی وارد ایران می‌شود، ارزی که برای اقامت، غذا، حمل‌ونقل و خرید هزینه می‌کند عملاً نوعی صادرات در داخل مرزهای کشور است.

۳- بازگشت سرمایه در صنعت هتلداری ایران چگونه است و آیا برای سرمایه‌گذاران جذابیت دارد؟
هتلداری ذاتاً صنعتی با سرمایه‌گذاری اولیه سنگین و دوره بازگشت نسبتاً بلندمدت است. بنابراین نباید آن را با کسب‌وکارهایی که سرمایه در گردش پایین و گردش مالی سریع دارند مقایسه کرد. در ایران، پایین بودن یا ناپایداری ضریب اشغال، هزینه بالای تأمین مالی، تورم ساخت‌وساز و تجهیزات و ریسک‌های محیطی، دوره بازگشت سرمایه عملیاتی هتل را طولانی‌تر می‌کند.
اما از طرف دیگر، این صنعت یک ویژگی مهم دارد: سرمایه‌گذار فقط در «عملیات هتل» سرمایه‌گذاری نکرده، بلکه معمولاً صاحب یک دارایی ملکی و تجاری ارزشمند نیز شده است. بنابراین باید بازده سرمایه‌گذاری را در دو سطح بررسی کرد: بازده عملیاتی هتل و افزایش ارزش دارایی.
به همین دلیل اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم: هتلداری ایران جذابیت بالقوه بالایی دارد، اما جذابیت بالفعل آن کاملاً مشروط است. مکان پروژه، برند مقصد، مدل بهره‌برداری، مدیریت حرفه‌ای، سگمنت بازار، ترکیب درآمد اتاق با F&B، رویداد، گردشگری سلامت و سایر درآمدها تعیین می‌کند که یک پروژه هتلی موفق باشد یا تبدیل به یک دارایی سنگین و کم‌بازده شود.
من حتی معتقدم در آینده باید بیشتر به سمت مدل‌های Asset-Light، قرارداد مدیریت، فرانچایز، Mixed-Use و توسعه برندهای هتلی برویم؛ یعنی الزاماً هر سرمایه‌گذاری خودش سازنده، مالک و بهره‌بردار نباشد.

۴- نوسانات اقتصادی و نرخ ارز چه تأثیری بر قیمت‌گذاری خدمات هتل‌ها دارد؟
نرخ ارز برای هتل یک متغیر دووجهی است. از یک طرف افزایش ارز باعث افزایش هزینه تجهیزات، قطعات، مواد اولیه، فناوری، تعمیرات و در نهایت هزینه جایگزینی دارایی‌های هتل می‌شود. حتی بسیاری از اقلامی که مستقیماً وارداتی نیستند، با تغییر نرخ ارز تحت تأثیر تورم قرار می‌گیرند. از طرف دیگر، افزایش نرخ ارز می‌تواند ایران را برای گردشگر خارجی از نظر قیمت نسبی به مقصدی ارزان تبدیل کند؛ اما این مزیت تنها زمانی قابل استفاده است که دسترسی، پرواز، تصویر مقصد، امنیت ذهنی گردشگر و بازاریابی بین‌المللی نیز وجود داشته باشد. ارزان بودن به‌تنهایی گردشگر نمی‌آورد.
مشکل دیگر، مدل قیمت‌گذاری است. هتلداری مدرن دیگر نمی‌تواند صرفاً با یک «نرخ‌نامه سالانه» اداره شود. قیمت باید تابع تقاضا، فصل، رویداد، رفتار مشتری، کانال فروش، زمان رزرو و ضریب اشغال باشد. یعنی باید از Revenue Management و Dynamic Pricing استفاده کنیم. مسئله اصلی این نیست که اتاق را گران یا ارزان بفروشیم؛ مسئله این است که در هر لحظه، به هر بخش بازار، با قیمت درست بفروشیم.

۵- هتل‌های ایران تا چه حد توان رقابت با استانداردهای بین‌المللی را دارند؟
من میان توان رقابت و رقابت‌پذیری بالفعل تفاوت قائل می‌شوم. ایران از نظر فرهنگ میهمان‌نوازی، تنوع غذایی، نیروی انسانی قابل آموزش، معماری، تاریخ و جذابیت مقصد ظرفیت بسیار بالایی دارد و تعدادی از هتل‌های کشور نیز از نظر ساختمان، اتاق، تجهیزات و کیفیت فیزیکی قابل مقایسه با نمونه‌های خوب منطقه هستند.
اما هتل بین‌المللی فقط ساختمان لوکس نیست. نقطه‌ای که هنوز فاصله داریم، بیشتر در سیستم مدیریت و استاندارد تجربه است: ثبات کیفیت خدمت، آموزش مستمر نیروی انسانی، CRM، سفر مشتری، استانداردهای پاسخ‌گویی، سیستم مدیریت شکایت، Revenue Management، بازاریابی بین‌المللی، اتصال به شبکه‌های توزیع جهانی، خدمات چندزبانه و استفاده حرفه‌ای از داده.
بنابراین مسئله اصلی ما کمبود «لوکس بودن» نیست؛ مسئله استانداردسازی تجربه است. یک برند بین‌المللی تلاش می‌کند مهمان در صدها هتل مختلف یک استاندارد نسبتاً پایدار دریافت کند. رقابت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که هتل ایرانی هم بتواند کیفیتی قابل پیش‌بینی، قابل اندازه‌گیری و تکرارپذیر تولید کند.

۶- نقش نوآوری و خدمات دیجیتال در ارتقای تجربه مشتری چیست؟
من فناوری را در هتلداری نه به‌عنوان یک ابزار تزئینی، بلکه به‌عنوان بخشی از مدل عملیاتی هتل می‌بینم. تحول دیجیتال از لحظه‌ای شروع می‌شود که مشتری هنوز وارد هتل نشده است؛ جست‌وجو، مقایسه، رزرو و پرداخت شروع سفر مشتری است و بعد از خروج او نیز با CRM، باشگاه مشتریان، پیشنهاد سفر بعدی و ارتباط شخصی‌سازی‌شده ادامه پیدا می‌کند.
امروز ابزارهایی مانند هوش مصنوعی، CRM، Mobile Check-in، Concierge دیجیتال، Revenue Management، تحلیل نظرات مشتریان، پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده، مدیریت هوشمند اتاق و حتی تحلیل الگوی مصرف انرژی می‌توانند همزمان تجربه مشتری را بهتر و هزینه عملیات را کمتر کنند.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: دیجیتال‌شدن نباید میهمان‌نوازی را حذف کند؛ باید اصطکاک را حذف کند. هتل قرار نیست با فناوری سردتر شود. بهترین مدل این است که فناوری کارهای تکراری، انتظار، صف، فرم، خطا و دوباره‌کاری را حذف کند تا نیروی انسانی فرصت بیشتری برای ایجاد ارتباط، توجه و تجربه انسانی با مهمان داشته باشد.
در نهایت، هتل آینده برای من هتلی نیست که صرفاً اتاق خوب داشته باشد؛ هتلی است که مشتری را بشناسد، نیاز او را پیش‌بینی کند، تجربه او را شخصی‌سازی کند و بتواند آن تجربه را به وفاداری و ارزش اقتصادی تبدیل کند. این همان جایی است که هتلداری از «فروش اتاق» به مدیریت تجربه و مدیریت ارزش مشتری تبدیل می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن