16:32

1405/03/19

غزه: بیش از ۱۵۰۰ کودک با حمایت سلامت روان و روانی-اجتماعی یونسکو به آن ها دسترسی دارند.

در بحبوحه مناقشه و بحران انسانی جاری در غزه، یونسکو از کودکان و خانواده های آواره حمایت می کند و به آن ها کمک می کند تا با تروماهایی که تحمل می کنند، کنار بیایند.

حمایت از کودکان درگیر در درگیری مسلحانه با حمایت سلامت روان و روانی-اجتماعی برای کمک به آن ها در مقابله و بهبود از تروما حیاتی است. پس از قطعنامه ای که در نوامبر ۲۰۲۳ توسط چهل و دومین کنفرانس عمومی یونسکو تصویب شد، سازمان فراخوانی از کشورهای عضو خود برای ارائه حمایت سلامت روان و روانی-اجتماعی (MHPSS) به کودکان آواره و خانواده هایشان آغاز کرد تا با نیازهای نوظهور در میدان سازگار شوند.

از فوریه ۲۰۲۴، مجموعا ۱۵۸۰ کودک آواره از طریق ابتکارات MHPSS یونسکو در پناهگاه های سراسر خان یونس و رفح در جنوب نوار غزه، با همکاری مرکز خلاقیت معلمان (TCC) کمک دریافت کرده اند. علاوه بر این، ۸۱۰ مراقب در کارگاه های حمایت روانی-اجتماعی شرکت کرده اند که ظرفیت آن ها را برای ارائه حمایت به خود و کودکان تحت مراقبتشان افزایش داده است. با حمایت مالی جدید از ژاپن و ایسلند، یونسکو فعالیت های MHPSS را گسترش می دهد.

برخی از کودکان و مراقبانی که از فعالیت های یونسکو بهره مند شده اند، تجربیات خود را به اشتراک گذاشته و توضیح داده اند که این فعالیت ها چگونه به آن ها کمک کرده است.

 

«راه هایی یاد گرفتم که حالم بهتر شود.» – دانا
دانا، ده ساله، سال های اولیه زندگی اش را در چین گذراند، پیش از آنکه خانواده اش یک سال و نیم پیش از آغاز درگیری به نوار غزه نقل مکان کنند. وقتی خانه شان نابود شد، او همراه با برادر و مادرش به جنوب گریخت. با این حال، پدرش ماند تا به کار پزشکی خود در بیمارستانی در شمال غزه ادامه دهد.

خبر حملات به بیمارستان به خانواده دانا رسید که در پناهگاهی در رفح آواره شده اند و این دختر ده ساله را نگران امنیت پدرش کرده است. او نمی توانست با پناهگاه و شرایط جدیدشان سازگار شود یا آرام بگیرد. مادرش او را در فعالیت های MHPSS ثبت نام کرد، جایی که جلسات مشاوره فردی دریافت کرده است.

این جلسات به دانا کمک کرده اند تا احساساتش را در فضایی از نظر احساسی امن کشف و ابراز کند. او می گوید:

من برای پدرم می ترسم و نمی خواهم اینجا باشم. در این مورد با مشاورم صحبت کردم و راه هایی یاد گرفتم که حالم بهتر شود.

 

«گاهی واقعا ناراحتم.» – سلما

سلما رنج های عظیمی را تحمل کرده است. پدرش، برادر کوچکترش و بسیاری دیگر از اعضای خانواده پدرش اصالتا اهل شهر غزه است و در جریان درگیری ها کشته شده اند. خانه خانوادگی اش نیز در یک حمله هوایی ویران شد و او مجبور به فرار به سمت جنوب شد. این دختر ده ساله که دو بار دیگر آواره شد، سرانجام به همراه مادرش در پناهگاهی در رفح قرار گرفت.

او تأثیر این درگیری را بر خود توضیح می دهد:

احساس می کنم شخصیت من نابود شده است. خیلی از خانواده ام را از دست دادم. گاهی واقعا ناراحتم. سردرد می گیرم و خسته ام.»

سلما در فعالیت های حمایت روانی-اجتماعی که توسط یونسکو و TCC در پناهگاهش اجرا شده بود، شرکت داشت. مادر سلمی از طریق هنر، بیان آزاد و تکنیک های آرامش بخشی، بهبودهایی در وضعیت عاطفی خود مشاهده کرده است.

«ما تغییر مثبتی در او دیده ایم.» – پدر عبدالهادی

پس از چندین جابجایی و جستجوی بی ثمر خانواده اش برای یافتن مکانی امن در نوار غزه، عبدالهادی ده ساله دچار خشم و اضطراب بود. خانواده اش بسیار نگران بودند که او نتوانسته خود را با ماندن در پناهگاه رفح وفق دهد و او در جلسات مشاوره فردی شرکت می کرد.

جلسات بر مدیریت خشم و سایر احساسات قوی تمرکز داشت و محیطی باز برای درک احساسات و ترس هایش فراهم می کرد. پدرش با مشاهده تغییر مثبت در عبدالهادی می گوید:

او حالا خیلی آرام تر است و در پناهگاه دوستانی پیدا کرده است. با وجود شرایط، دیدگاهش نسبت به قبل مثبت تر شده است.

«فقط می خوام دوباره بازی کنم.» – سمیرا

سمیرا یازده ساله که همراه خانواده اش در پناهگاه بوده، از مرگ برادرش، همچنین درگیری های مداوم و جابجایی خانواده اش از خانه و همه چیزهای آشنا برایش، آسیب دید.

مادر سمیرا که نگران دخترش بود، او را در فعالیت های سلامت روان و حمایت روانی-اجتماعی که در پناهگاه برگزار می شد، ثبت نام کرد.

در اولین جلسه گروهی، کودکان دعوت شدند تا احساسات خود را از طریق هنر نشان دهند و سمیرا بدن برادرش را نقاشی کرد. او نشانه هایی از ترس و غم عمیق را نشان می داد. در طول جلسات گروهی و فردی، مشاوران با سمیرا درباره احساساتش صحبت کردند که به او کمک کرد تا رویدادهای بسیار ناراحت کننده ای را که پشت سر گذاشته بود، پردازش کند.

سمیرا می گوید:

خیلی به برادرم در بهشت فکر می کنم. اما دوستان جدیدی از گروه پیدا کرده ام و زمان بیشتری را با خانواده ام می گذرانم. الان کمی بهترم. فقط می خواهم دوباره بازی کنم.

«هر فکری که داریم به حقیقت نمی پیوندد.» – هیچ

مادر نادا در جابالیه کشته شد. حالا نادا وقتی می بیند مادران بچه های دیگر از آن ها مراقبت می کنند، احساس غم می کند.

نادا ده ساله می گوید: «باورم نمی شود که او مرده است.»

او همراه با پدر، برادر کوچکتر و عمه هایش به پناهگاهی در جنوب نوار غزه منتقل شد، جایی که به تدریج منزوی شد و با کابوس ها دست و پنجه نرم می کرد. او در جلسات مشاوره گروهی و فردی ثبت نام شد تا بتواند احساساتش را بیان کند و با غم و اندوهش کنار بیاید.

از طریق بازی، فعالیت های تفریحی و به اشتراک گذاشتن احساساتش با همسالان و مشاوران، نادا بسیاری از ترس هایش را پشت سر گذاشته و دوستی های جدیدی شکل داده است.

نادا می گوید:

وقتی با بچه های دیگر صحبت و نقاشی می کشیدم، شروع کردم به درک اینکه هر فکری که داریم به حقیقت نمی پیوندد. وقتی صحبت می کنیم و نقاشی می کشیم احساس راحتی می کنم.»

عمه نادا، به عنوان مراقب اصلی، نیز در جلساتی شرکت کرده تا بیشتر درباره علائم و خطرات تروما و نحوه پاسخ دادن بهتر بداند. نادا اکنون کابوس های کمتری دارد و خانواده فقط آرزوی پایان درگیری را دارد.

نام ها برای حفظ هویت تغییر کرده اند.

اقدامات یونسکو در نوار غزه/فلسطین

عملیات ارتش اسرائیل در نوار غزه، پس از اعمال تروریستی حماس علیه غیرنظامیان اسرائیلی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بحران انسانی شدیدی ایجاد کرده که همه جنبه های زندگی غیرنظامیان را تحت تأثیر قرار داده است.

یونسکو، از جمله دفتر آن در رام الله، برای پاسخ در چارچوب مأموریت خود در زمینه آموزش، فرهنگ و آزادی مطبوعات در غزه بسیج شده است.

در کرانه باختری، جایی که تنش و خشونت از زمان آغاز جنگ افزایش یافته است، یونسکو همچنین به همکاری با شرکای خود برای حمایت از مردم فلسطین در حوزه های اصلی تخصص یونسکو ادامه می دهد.

 

منبع:

Gaza: more than 1,500 children reached by UNESCO’s mental health and

 

 

مترجم: زهرا محمدی گونه

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن