وسواس عبارت است از رفتارها ، عقاید ، افکار یا تصوراتی که تکرار شونده و پایدار هستند ، وسواس یک اختلال اضطرابی در انسان است که تعادل رفتاری و روانی فرد را سلب می کند! فرد وسواسی بیشتر اوقات می داند فکرش مزاحم و تکراری است ولی نمی تواند از آن رهایی پیدا کند!
– وسواس گاهی از کودکی شروع می شود ولی نمونه های آن در تمام گروه های سنی قابل مشاهده است . اگر وسواس در فردی شکل بگیرد تدریجا شروع به رشد می کند ، پس درمان زود هنگام ضرورت پیدا می کند وگرنه بیماری سیر رو به رشد دارد .
انواع وسواس : اختلال وسواس می تواند به صورت وسواس فکری و یا وسواس عملی باشد. در وسواس فکری ، افکار و تصاویر ذهنی که خارج از گنترل هستند ، فرد را تحت تاثیر قرار داده ، موجب ناراحتی او می شوند . مانند کسانی که کل اندیشه شان بر بدن متمرکز است و نگران بیمار شدن خود هستند و دائما به پزشک مراجعه می کنند ، یا فردی که خیلی به مرگ فکر می کند، یا کسی که فکرش مدام درگیر گذشته است که چرا چنین و چنان کردم؟ چرا تصمیمات غلط گرفته؟ آیا کارم درست است؟ یا ….
نگرانی دائم از وقوع یک حادثه و یا ترس از آلوده شدن به میکروب ، عفونت و بیماری ، تردیدهای زیاد، مثلا موقع خروج از منزل دچار تردید می شود : آیا در را قفل کردم؟ آیا گاز را خاموش کردم؟ آیا اتو را از برق کشیدم و …. ،همچنین اینکه فرد اشیا و روزهای خاص را نحس و یا موجب بدشانسی می داند یا اگر موقع خروج از منزل به شی خاص مثل قفل ، دستگیره دست نزند اتفاق بدی می افتد.
– در وسواس عملی : فرد در خود احساس الزام به انجام عملی دارد و ناچار است اعمال و رفتاری را به صورت اجباری انجام دهد . به طوری که فرد با وجود آگاهی از بیماری اش خود را مجبور به انجام رفتارهای تکراری می داند مانند وارسی و شست و شوی بیش از حد ، دستهای خود را بارها و بارها می شوید تا شاید آرام گیرد ، دقت بیش از اندازه و ذخیره سازی یا انبار نمودن ، شمردن و شمارش قدم ها ، پله ها ، نرده ها ، آجرها ، تیرهای چراغ برق و ….
در وسواس اگر فرد بخواهد فکر یا عملی را از خود دور کند دچار تنش می شود.
علل وسواس:
۱- عدم تعادل سروتونین در بدن مغز(ماده شیمیایی که مسئول کنترل وضعیت خلقی ما می باشد).
۲- وراثت : ۴۰ درصد وسواسی ها ، وسواس خود را از والدین به ارث می برند.
۳- یادگیری : افرادی که با مبتلایان به وسواس تعامل بیشتری داشته باشند ، احتمال بروز وسواس در آنها زیادتر است
۴- شیوه تربیت : مادران حساس و کمال جو ، تربیتهای خشک و مقرراتی موجب پیدایش و گسترش بیماری می شود ، والدینی که با ایرادگیری های زیاد ، مختصر اشتباه و لغزش را از فرزندانشان نمی پذیرند و ….
توضیه هایی جهت پیشگیری و درمان:
۱- شرایط پر تنش خانوادگی ، بیماری وسواس را تشدید می کند ، سعی کنیم محیط خانواده را آرام سازیم .
۲- اعضای خانواده از قضاوت ، انتقاد ، مسخره کردم رفتارهای وسواسی بیمار خودداری نمایند.
۳- خانواده باید بپذیرد که وسواس یک نوع بیناری است ، با این درک بهتر می توان به بیمار کمک کرد.
۴- در برخورد با بیمار از سرزنش های کلامی مانند : «نکن» ، «نشور» ، و مگر نمی دانی که نباید این کار را بکنی و … اکیدا پرهیز نماییم زیرا به جای کمک کردن موجب تشدید بیماری می شوین.
۵- از مراقبت بیش از حد فرد مبتلا خودداری کنیم چون به کارش بیشتر تشویق می شود ، اغلب بهتر است کاری به او نداشته باشیم.
۶- سعی کنیم اعتماد به نفس بیمار را تقویت کنیم.
۷- در روزهایی که بیمار آرامش دارد او را دلگرم و تشویق کنیم تا بتواند راه مثبت با افکار ناخوشایند را تا انتها ادامه دهد.
۸- درمان دارویی از طریق مراجعه به روانپزشک ضروری است و دارو را نباید قطع کرد ، ۹۰ درصد افرادی که دارو را قطع می کنند با عود بیماری مواجه می شوند .
۹- بی اعتنایی و عدم پاسخدهی عملی : تربیت اثر ندادن به افکار و عملی نکردن آنها
۱۰- رفتار درمانی : از طریق «تقابل به ضد» ، آلوده سازی خود به منشا اضطراب توسط خود فرد یا دیگران ( این کار رفع حساسیت می کند)
۱۱- روان درمانی : فکر بیمار باید تعییر کند تا در پی آن رفتار تغییر کند.
۱۲- فرمان ایست : این روش موجب توقف فکر می شود یعنی فرد اعمال یا افکار وسواسی خود را به طور عمد آزاد می گذار و انجام می دهد و درمانگر یا شخصی همراه با صدای شدید فریاد می زند : «ایست» ، این کار جریان فکر وسواسی را متوقف می کند.
مریم کاویانی، روانشناس و مدرس دانشگاه