همزمان با آغاز فصل کوچ دامها بسوی ییلاقات سرسبز استان مازندران، بار دیگر یکی از کهنترین جلوههای تعامل انسان و طبیعت در برابر دیدگان قرار میگیرد، آیینی که تنها یک جابجایی فصلی دام نیست، بلکه میراثی زنده از فرهنگ، هویت، دانش بومی، همزیستی با طبیعت و سبک زندگی ایرانی است. این رخداد سالانه ظرفیتی کم نظیر برای توسعه یکی از ارزشمندترین شاخه های گردشگری نوین، یعنی گردشگری عشایری به شمار می رود، گونه ای از گردشگری تجربه گرا که امروزه در بسیاری ازکشورهای جهان بعنوان یکی از جذاب ترین محصولات گردشگری فرهنگی و طبیعت محور شناخته میشود. گردشگری عشایری، گردشگری تماشای صرف نیست، بلکه گردشگری “زندگی کردن”،” همراه شدن “و” تجربه کردن” است. گردشگر در این نوع سفر تنها بازدید کننده نیست، بلکه عضوی از جریان زندگی کوچ ندهندگان میشود، در مسیر کوچ گام برمیدارد، با دامداران همراه میشود، صدای زنگ گوسفندان، آوای چوپانان، فریادهای هدایت دام، نوای موسیقی محلی و آئینهای کوچ را از نزدیک لمس میکند، در اترقگاههای عشایری شب را به صبح میرساند، غذاهای محلی میخورد، در دوشیدن دام، تهیه لبنیات سنتی، بر پا کردن سیاه چادر و ایجاد فعالیت های روزمره مشارکت می کند و تصویر واقعی از زندگی اصیل ایرانی را تجربه می نماید.
استان مازندران به واسطه برخورداری از مسیرهای سنتی کوچ مراتع ییلاقی گسترده، جامعه دامداران کوچ رو، فرهنگ غنی بومی و مناظر طبیعی کم نظیر، از ظرفیت های ارزشمندی برای توسعه گردشگری عشایری برخوردار است. کوچ سالانه دامها از مناطق جلگهای و میانبند به ارتفاعات، خود یک رویداد بزرگ فرهنگی و طبیعی است که میتواند به عنوان یک رویداد گردشگری، تعریف و مدیریت شود.
در شرایط کنونی کشور که صنعت گردشگری با چالشهای همچون کاهش سفرها، محدود شدن اجرای تورها، افزایش هزینههای سفرو کاهش تقاضای گردشگری روبرو است، ضروری است فعآلان این صنعت با نگاهی خلاقانه به سوی طراحی محصولات جدید حرکت کنند. یکی از مهمترین راهکارهای عبور از این دوره گذار، توسعه تورهای تخصصی، کم هزینه و متنی بر ظرفیت های بومی است، موضوعی که گردشگری عشایری می تواند به بهترین شکل پاسخگوی آن باشد.
آژانس های خدمات گردشگری، راهنمایان گردشگری، شرکت های گردشگری طبیعت گردی و فعالان بومگردی می توانند با همکاری مدیریت امور عشایری، تشکل های حرفه ای و صنفی مرتبط و مهم تر از همه خود جامعه عشایری، تورهای کوچ را طراحی و اجرا کنند. این تورها علاوه بر ایجاد تجربه ای متفاوت برای گردشگران، می تواند بخشی از درآمداز دست رفته و تامین هزینه بخشی از فعالان گردشگری را نیز جبران نماید.
در این بین، اصل اساسی حفظ کرامت جامعه عشایری و رعایت اصول گردشگری مسئولانه است. کوچ نباید به یک نمایش مصنوعی برای گردشگران تبدیل شود، بلکه باید اصالت ریتم طبیعی زندگی و فرهنگ عشایر حفظ گردد. هر گونه برنامهریزی باید با مشارکت مستقیم کوچندگان انجام شود تا منافع اقتصادی اجتماعی و فرهنگی آن به صورت عادلانه میان جامعه محلی توزیع گردد.
یکی از جذابترین بخشهای گردشگری عشایری، روایتگری فرهنگی است. هر مسیر کوچ، داستانی چند صد ساله از زندگی، سختی، همبستگی، دانش سنتی و سازگاری با طبیعت در دل خود دارد. معرفی این روایتها توسط راهنمایان گردشگری میتواند ارزش افزوده فراوانی برای تجربه سفرایجاد کند. همچنین ثبت و معرفی موسیقی کوچ، اشعار محلی، آیینهای بدرقه و استقبال، شیوههای سنتی نگهداری دام، تولید فرآوردههای لبنی، صنایع دستی وابسته به دامداری و خوراکهای بومی تنوع محصولات گردشگری را افزایش خواهد داد.
از سوی دیگر، گردشگری عشایری میتواند زمینهای مناسبی برای فروش مستقیم محصولات عشایری نیز فراهم سازد. لبنیات سنتی، عسل طبیعی، گیاهان دارویی، صنایع دستی، دست بافتهها و سایر تولیدات محلی بدون واسطه در اختیار گردشگران قرار میگیرد و همین امر موجب افزایش درآمد خانوارهای عشایری خواهد شد.
در جهان امروز، گردشگران بیش از آنکه به دنبال اقامت در هتلهای لوکس باشند، در جستجوی تجربههای اصیل، متفاوت و انسانی هستند. آنان می خواهند زندگی واقعی مردم را لمس کنند، تجربه ای که در هیچ فضای مصنوعی قابل بازآفرینی نیست. کوچ عشایری دقیقا چنین ظرفیتی را در اختیار صنعت گردشگری ایران قرار می دهد.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که گردشگری عشایری از یک ظرفیت ناشناخته به یک محصول رسمی گردشگری کشور تبدیل شود.تدوین تقویم سالانه کوچ، طراحی مسیرهای گردشگری عشایری، آموزش راهنمایان تخصصی، تولید محتوا رسانهای، مستندسازی آیینهای کوچ حمایت از اقامتگاههای بومگردی مسیر کوچ، ایجاد بازارچههای عرضه محصولات عشایری و تبلیغات هدفمند در بازارهای داخلی و بینالمللی از جمله اقداماتی است که میتواند جایگاه این نوع گردشگری را ارتقا دهد.
کوچ صرفاً حرکت دامها از قشلاق به ییلاق نیست، کوچ حرکت یک فرهنگ، یک تاریخ، یک شیوه زندگی و یک سرمایه ملی است. اگر این سرمایه با مدیریت علمی برنامهریزی دقیق و مشارکت مردم محلی همراه شود، میتواند به یکی از متمایزترین برندهای گردشگری ایران تبدیل کردد،برندی که هم موجب رونق اقتصاد جوامع محلی میشود، هم به حفظ میراث ناملموس کشور کمک میکند و هم تصویری اصیل و واقعی از ایران را به گردشگران داخلی و خارجی ارائه خواهد داد.
امروز در روزگاری که صنعت گردشگری بیش از هر زمان دیگری نیازمند نوآوری و خلق تجربههای متفاوت است، کوچ عشایر فرصتی ارزشمند برای بازتعریف سفر و پیوند دوباره انسان با طبیعت، فرهنگ و هویت ایرانی است. فرصتی که اگر به درستی دیده و مدیریت شود می تواند به یکی از موفقترین نمونه های گردشگری تجربه گرا و پایدار در کشور تبدیل شود.
دکتر مهران حسنی پژوشگر و تحلیلگر سیاستهای توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران کارشناس ارشد گردشگری