12:49

1405/08/01

وسواس؛ وقتی افکار و رفتارهای تکراری زندگی را مختل می‌کنند

وسواس یکی از اختلالات روان‌شناختی است که می‌تواند با افکار، تصاویر ذهنی یا رفتارهای تکرارشونده و ناخواسته، زندگی روزمره فرد را تحت تأثیر قرار دهد. فرد مبتلا ممکن است از غیرمنطقی یا آزاردهنده بودن افکار خود آگاه باشد، اما همچنان در کنترل یا متوقف کردن آنها با دشواری مواجه شود. وسواس می‌تواند به شکل افکار مزاحم و نگرانی‌های مداوم یا رفتارهای اجباری مانند شست‌وشوی مکرر، وارسی کردن و شمارش بروز پیدا کند و در صورت بی‌توجهی، عملکرد فرد و روابط خانوادگی او را تحت تأثیر قرار دهد. شناخت نشانه‌ها، برخورد صحیح خانواده و مراجعه به متخصصان سلامت روان از مهم‌ترین گام‌ها در مدیریت و درمان این اختلال به شمار می‌رود.

وسواس عبارت است از رفتارها ، عقاید ، افکار یا تصوراتی که تکرار شونده و پایدار هستند ، وسواس یک اختلال اضطرابی در انسان است که تعادل رفتاری و روانی فرد را سلب می کند! فرد وسواسی بیشتر اوقات می داند فکرش مزاحم و تکراری است ولی نمی تواند از آن رهایی پیدا کند!
– وسواس گاهی از کودکی شروع می شود ولی نمونه های آن در تمام گروه های سنی قابل مشاهده است . اگر وسواس در فردی شکل بگیرد تدریجا شروع به رشد می کند ، پس درمان زود هنگام ضرورت پیدا می کند وگرنه بیماری سیر رو به رشد دارد .

انواع وسواس : اختلال وسواس می تواند به صورت وسواس فکری و یا وسواس عملی باشد. در وسواس فکری ، افکار و تصاویر ذهنی که خارج از گنترل هستند ، فرد را تحت تاثیر قرار داده ، موجب ناراحتی او می شوند . مانند کسانی که کل اندیشه شان بر بدن متمرکز است و نگران بیمار شدن خود هستند و دائما به پزشک مراجعه می کنند ، یا فردی که خیلی به مرگ فکر می کند، یا کسی که فکرش مدام درگیر گذشته است که چرا چنین و چنان کردم؟ چرا تصمیمات غلط گرفته؟ آیا کارم درست است؟ یا ….
نگرانی دائم از وقوع یک حادثه و یا ترس از آلوده شدن به میکروب ، عفونت و بیماری ، تردیدهای زیاد، مثلا موقع خروج از منزل دچار تردید می شود : آیا در را قفل کردم؟ آیا گاز را خاموش کردم؟ آیا اتو را از برق کشیدم و …. ،همچنین اینکه فرد اشیا و روزهای خاص را نحس و یا موجب بدشانسی می داند یا اگر موقع خروج از منزل به شی خاص مثل قفل ، دستگیره دست نزند اتفاق بدی می افتد.

– در وسواس عملی : فرد در خود احساس الزام به انجام عملی دارد و ناچار است اعمال و رفتاری را به صورت اجباری انجام دهد . به طوری که فرد با وجود آگاهی از بیماری اش خود را مجبور به انجام رفتارهای تکراری می داند مانند وارسی و شست و شوی بیش از حد ، دستهای خود را بارها و بارها می شوید تا شاید آرام گیرد ، دقت بیش از اندازه و ذخیره سازی یا انبار نمودن ، شمردن و شمارش قدم ها ، پله ها ، نرده ها ، آجرها ، تیرهای چراغ برق و ….
در وسواس اگر فرد بخواهد فکر یا عملی را از خود دور کند دچار تنش می شود.

علل وسواس:
۱- عدم تعادل سروتونین در بدن مغز(ماده شیمیایی که مسئول کنترل وضعیت خلقی ما می باشد).
۲- وراثت : ۴۰ درصد وسواسی ها ، وسواس خود را از والدین به ارث می برند.
۳- یادگیری : افرادی که با مبتلایان به وسواس تعامل بیشتری داشته باشند ، احتمال بروز وسواس در آنها زیادتر است
۴- شیوه تربیت : مادران حساس و کمال جو ، تربیتهای خشک و مقرراتی موجب پیدایش و گسترش بیماری می شود ، والدینی که با ایرادگیری های زیاد ، مختصر اشتباه و لغزش را از فرزندانشان نمی پذیرند و ….

توضیه هایی جهت پیشگیری و درمان:
۱- شرایط پر تنش خانوادگی ، بیماری وسواس را تشدید می کند ، سعی کنیم محیط خانواده را آرام سازیم .
۲- اعضای خانواده از قضاوت ، انتقاد ، مسخره کردم رفتارهای وسواسی بیمار خودداری نمایند.
۳- خانواده باید بپذیرد که وسواس یک نوع بیناری است ، با این درک بهتر می توان به بیمار کمک کرد.
۴- در برخورد با بیمار از سرزنش های کلامی مانند : «نکن» ، «نشور» ، و مگر نمی دانی که نباید این کار را بکنی و … اکیدا پرهیز نماییم زیرا به جای کمک کردن موجب تشدید بیماری می شوین.
۵- از مراقبت بیش از حد فرد مبتلا خودداری کنیم چون به کارش بیشتر تشویق می شود ، اغلب بهتر است کاری به او نداشته باشیم.
۶- سعی کنیم اعتماد به نفس بیمار را تقویت کنیم.
۷- در روزهایی که بیمار آرامش دارد او را دلگرم و تشویق کنیم تا بتواند راه مثبت با افکار ناخوشایند را تا انتها ادامه دهد.
۸- درمان دارویی از طریق مراجعه به روانپزشک ضروری است و دارو را نباید قطع کرد ، ۹۰ درصد افرادی که دارو را قطع می کنند با عود بیماری مواجه می شوند .
۹- بی اعتنایی و عدم پاسخدهی عملی : تربیت اثر ندادن به افکار و عملی نکردن آنها
۱۰- رفتار درمانی : از طریق «تقابل به ضد» ، آلوده سازی خود به منشا اضطراب توسط خود فرد یا دیگران ( این کار رفع حساسیت می کند)
۱۱- روان درمانی : فکر بیمار باید تعییر کند تا در پی آن رفتار تغییر کند.
۱۲- فرمان ایست : این روش موجب توقف فکر می شود یعنی فرد اعمال یا افکار وسواسی خود را به طور عمد آزاد می گذار و انجام می دهد و درمانگر یا شخصی همراه با صدای شدید فریاد می زند : «ایست» ، این کار جریان فکر وسواسی را متوقف می کند.

 

مریم کاویانی، روانشناس و مدرس دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن