پدر؛ کهنالگوی پهلوانی و حمایت در اساطیر ایران، مفهوم پدر با مفهوم پهلوان گره خورده است؛ نه پهلوانی به معنایِ صرفِ بازو، بلکه به معنای «حمایتگری». اگر رستم برای حفظِ ایرانزمین سینه سپر میکرد، پدرِ ایرانی نیز «رستمِ» قلمروی کوچک خویش است که در نبردی نابرابر با دشواریهای روزگار، هرگز اجازه نمیدهد لرزه بر تنِ ستونهای خانهاش بیفتد. او همان «زال» دانایی است که با تدبیر، مسیر را برای «سهرابهای» نسل بعد هموار میکند.
دستهایی که بوی نان و حماسه میدهند اساطیرنیوز در این روز بزرگ، به دستهایی ادای احترام میکند که اگرچه شاید بر اثر کارِ سخت، زبر و پینهبسته باشند، اما لطیفترین پناهگاه برای بغضهای فرزندانشان هستند. پدر در فرهنگ ما، مظهر فداکاریِ خاموش است؛ همان قهرمانی که مدالهایش را نه بر سینه، که در قامتِ بلندِ فرزندانش و لبخندِ امنِ همسرش جستجو میکند.
پدر، کوهی است که راه رفتن را به ما آموخت تا خود در سایهاش، ایستادگی را بیاموزیم. او نوری است که حتی در تاریکترین شبها، مسیرِ خانه را به ما نشان میدهد.