بابامرادی با اشاره به تفاوت این دو مفهوم گفت: در بسیاری از موارد حضور کوتاهمدت گردشگران در روستاها صرفاً یک بازدید یا گشتوگذار محسوب میشود، اما گردشگری روستایی زمانی شکل میگیرد که گردشگر در اقامتگاههای بومگردی اقامت کند، از غذاهای محلی استفاده کند، صنایع دستی بخرد و بهطور مستقیم در ایجاد درآمد برای ساکنان روستا نقش داشته باشد. به گفته او، در چنین شرایطی گردشگری روستایی نهتنها به معرفی طبیعت و فرهنگ محلی کمک میکند، بلکه میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی روستاها نیز منجر شود.
این کارشناس گردشگری با اشاره به روند رو به رشد توجه به روستاها در سالهای اخیر افزود: خستگی مردم از زندگی شهری، شلوغی و فشارهای روزمره باعث شده بسیاری از شهروندان برای دستیابی به آرامش به طبیعت و روستاها روی بیاورند. در این میان اگر گردشگری روستایی بهدرستی مدیریت شود، میتواند به عنوان یکی از ابزارهای مهم توسعه پایدار روستاها و جلوگیری از خالی شدن آنها از سکنه عمل کند.
بابامرادی با نگاه علمیتر به این موضوع توضیح داد: تفاوت اصلی گردشگری روستایی با سیاحت ساده در روستا در این است که گردشگری روستایی یک نظام توسعهمحور، پایدار و مشارکتی به شمار میرود، در حالی که سیاحت صرفاً حضوری موقت و مصرفگرایانه است. در گردشگری روستایی، روستا تنها یک لوکیشن برای بازدید نیست، بلکه یک زیستبوم انسانی و فرهنگی محسوب میشود که باید حفظ و تقویت شود.
وی ادامه داد: در این نوع گردشگری، گردشگر تنها مصرفکننده نیست، بلکه تجربهگر و مشارکتکننده است. او ممکن است در خانههای بومی اقامت کند، با سبک زندگی روستایی آشنا شود، در فعالیتهایی مانند برداشت محصولات کشاورزی یا تولید صنایع دستی مشارکت داشته باشد و از این طریق به اقتصاد محلی کمک کند.
عضو کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران در ادامه با اشاره به ضرورت مدیریت صحیح گردشگری در روستاها گفت: اگر گردشگری بدون برنامهریزی توسعه پیدا کند، ممکن است به تدریج به از بین رفتن معماری سنتی، آداب و رسوم و سبک زندگی بومی منجر شود. بنابراین لازم است مردم محلی در تصمیمگیریها مشارکت داشته باشند و از ساختوسازهای نامتناسب با بافت روستایی جلوگیری شود.
بابامرادی همچنین بر ضرورت کنترل حجم گردشگران و جلوگیری از تبدیل فرهنگ بومی به نمایشهای مصنوعی تأکید کرد و افزود: گردشگری باید در کنار سایر فعالیتهای اقتصادی روستا مانند کشاورزی و صنایع دستی تعریف شود تا اصالت فرهنگی و اجتماعی روستاها حفظ شود.
به گفته این کارشناس، گردشگری در صورت برنامهریزی صحیح میتواند یکی از مؤثرترین ابزارها برای ماندگاری جمعیت در روستاها باشد. وی توضیح داد: ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان در حوزههایی مانند راهنمای گردشگری محلی، تولید و فروش صنایع دستی، ارائه غذاهای محلی، راهاندازی اقامتگاههای بومگردی و حتی تولید محتوای دیجیتال میتواند به شکلگیری زنجیرهای از مشاغل پایدار در روستاها منجر شود.
بابامرادی با اشاره به برخی نمونههای موفق در ایران گفت: روستاهایی مانند کندوان، سهیلی و اصفهک نشان دادهاند که اگر مدیریت گردشگری در دست جامعه محلی باشد، میتوان هم اقتصاد روستا را فعال کرد و هم هویت فرهنگی آن را حفظ نمود.
وی در ادامه به موضوع فروش زمین در روستاها اشاره کرد و هشدار داد: افزایش قیمت زمین در برخی مناطق باعث شده روستاها به سمت ساخت ویلاهای شخصی حرکت کنند که این روند میتواند به تغییر بافت روستایی و آسیب به محیطزیست منجر شود. به اعتقاد او، باید تلاش کرد زمین به جای فروش، به منبعی برای ایجاد درآمد از طریق گردشگری، کشاورزی و بومگردی تبدیل شود.
بابامرادی تأکید کرد: سود گردشگری باید به خود اهالی روستا برسد، نه اینکه تنها سرمایهگذاران بیرونی از آن بهرهمند شوند. توسعه بومگردیهای کوچک، تقویت پیوند گردشگری با کشاورزی و فروش مستقیم محصولات محلی میتواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند.
این کارشناس گردشگری همچنین به الزامات شکلگیری روستاهای نمونه گردشگری اشاره کرد و گفت: حفظ هویت و معماری بومی، ایجاد اقتصاد محلی پایدار، توسعه زیرساختها، مشارکت واقعی مردم، حفاظت از منابع طبیعی و آموزش نیروی انسانی از مهمترین مؤلفههای توسعه موفق روستاهای گردشگری است.
بابامرادی در پایان با تأکید بر نقش مردم محلی در توسعه پایدار روستاها گفت: توسعه گردشگری زمانی پایدار خواهد بود که مالکیت و مدیریت آن در اختیار جامعه محلی قرار گیرد. در کنار آن، دولت باید با سیاستگذاری، ارائه تسهیلات و توسعه زیرساختها از این روند حمایت کند تا روستاها بتوانند به قطبهای گردشگری پایدار و مراکز حفظ فرهنگ بومی تبدیل شوند.