وی توضیح داد: در مدل «گردش در روستا»، روستا صرفاً بهعنوان یک محصول تفریحی دیده میشود؛ گردشگر وارد روستا میشود، عکس میگیرد، غذای محلی را تجربه میکند و بازمیگردد و در این رویکرد، تمرکز عمدتاً بر ظرفیت پذیرش و تعداد بازدیدکنندگان است و رابطه گردشگر و میزبان نیز سطحی و گذرا باقی میماند. اما به گفته اصلانزاده، «گردشگری روستایی» یک مدل پایدار است که روستا را «اکوسیستم زنده» میداند و در آن، گردشگری با اقتصاد محلی، حفاظت از میراث طبیعی و توسعه اجتماعی تلفیق میشود؛ مدلی که در آن کیفیت تجربه، منافع مشترک و پایداری اولویت دارد و گردشگر بهجای ناظر صرف، بخشی از منظره و زندگی روستا میشود.
این کارشناس حوزه گردشگری با اشاره به قرار گرفتن گردشگری روستایی در صدر اولویتهای جهانی، تصریح کرد: پس از کرونا، ذائقه سفر در جهان تغییر کرده و گرایش به آرامش، طبیعتگردی و سلامت افزایش یافته است؛ از همین رو روستاها بهعنوان پناهگاههای سالمسازی و مقاصد آرام شناخته میشوند. وی افزود: سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) نیز گردشگری روستایی را یکی از ابزارهای مؤثر برای کاهش فقر در مناطق حاشیهای و کنترل مهاجرت روستاییان به شهرها میداند. اصلانزاده همچنین تغییر اقلیم را عامل مهم دیگری برشمرد و گفت: گردشگران به سمت مقاصدی میروند که ردپای کربنی پایینتری دارند و با طبیعت همراستاتر هستند.
اصلانزاده در ادامه نسبت به خطر «کالایی شدن فرهنگ» و از دست رفتن «اصالت روستا» هشدار داد و گفت: اگر این روند مدیریت نشود، به «توریستزدگی» و تضعیف روح روستا منجر خواهد شد. وی راهکارهای مدیریتی برای پیشگیری از این پدیده را در چند محور عنوان کرد: حرکت از «موزهسازی» به سمت «زندگی واقعی» و پرهیز از نمایشهای صحنهای، تعیین ظرفیتپذیری هوشمند و محدودسازی ورودیها در ایام اوج، اجرای «طراحی بومی» و کنترل ساختوسازهای ناهمگون، توانمندسازی جامعه محلی و اولویت دادن به سرمایهگذاری روستاییان، و نیز آموزش همزمان گردشگر و میزبان درباره حقوق، حریم اجتماعی و قواعد رفتاری.
وی درباره نقش گردشگری روستایی در جلوگیری از مهاجرت جوانان گفت: گردشگری زمانی میتواند مانع مهاجرت شود که «تولیدکننده درآمد» باشد، نه صرفاً فعالیتی تفریحی. به گفته او، ایجاد زنجیره ارزش محلی از طریق صنایع دستی، بستهبندی خوراک محلی، اقامتگاههای بومگردی باکیفیت و راهنمایی تخصصی تورها، میتواند فرصتهای شغلی پایدار ایجاد کند. اصلانزاده همگامسازی با اقتصاد دیجیتال را نیز ضروری دانست و افزود: رزرو آنلاین، بازاریابی و فروش محصولات محلی در بسترهای مجازی به جوانان کمک میکند کسبوکار خود را مدرن و رقابتپذیر کنند. وی تأکید کرد: گردشگری به تنهایی کافی نیست و باید با کشاورزی مدرن و صنایع کوچک ترکیب شود تا روستا به یک اکوسیستم اقتصادی فعال تبدیل شود.
این پژوهشگر حوزه توسعه روستایی سپس یک برنامه پنجمرحلهای برای ایجاد «روستاهای نمونهِ اصیل و توسعهیافته» پیشنهاد کرد: نخست، هویتیابی و مستندسازی میراث ناملموس و روایتهای محلی؛ دوم، توسعه زیرساختهای «نامرئی و هوشمند» مانند اینترنت پرسرعت، مدیریت پساب و انرژیهای تجدیدپذیر با حفظ منظر روستا؛ سوم، ظرفیتسازی انسانی از طریق آموزشهای بومی در مدیریت اقامتگاه، استانداردهای بهداشتی و میزبانی؛ چهارم، برندینگ منطقهای و بازاریابی هدفمند با ایجاد بستههای مشترک گردشگری میان روستاهای همجوار؛ و پنجم، تقویت حکمرانی محلی و تشکیل شورای گردشگری روستا با مشارکت جوانان، زنان و بزرگان.
اصلانزاده در پاسخ به این پرسش که مسئولیت اجرای این مراحل بر عهده چه نهادی است، گفت: این موضوع یک «زنجیره مسئولیت مشترک» است؛ دولت باید حدود ۳۰ درصد مسئولیت را با تأمین زیرساختهای کلان و تدوین چارچوبهای قانونی برعهده گیرد، جوامع محلی با سهم اصلی ۵۰ درصد باید حفظ اصالت و کیفیت خدمات را هدایت کنند و بخش خصوصی نیز با سهم ۲۰ درصد، سرمایهگذاری و توسعه کسبوکارهای گردشگری را با احترام به بافت محلی پیش ببرد. وی خاطرنشان کرد: گردشگری روستایی زمانی موفق است که روستاییان خود را «توسعهدهنده» بدانند و دولت صرفاً نقش تسهیلگر داشته باشد.
وی در ادامه به تفکیک نقش «روستاهای هدف گردشگری» و «روستاهای ثبت جهانی» در توسعه پایدار پرداخت و گفت: روستاهای هدف گردشگری با نقش «توزیعکننده فشار سفر»، میتوانند از تمرکز بیش از حد گردشگران بر چند مقصد مشهور جلوگیری کنند و سرمایه را به مناطق کمتر توسعهیافته هدایت نمایند؛ همچنین بهعنوان «آزمایشگاه نوآوری»، امکان آزمون مدلهای جدید گردشگری را فراهم میکنند. از سوی دیگر، روستاهای ثبت جهانی با تکیه بر استانداردهای حفاظت بینالمللی، الگوسازی میکنند، برندینگ جهانی و جذب سرمایه را تقویت میکنند و از اصالت در برابر تغییرات مخرب محافظت مینمایند. اصلانزاده پیشنهاد کرد راهبرد مناسب، ترکیبی از هر دو رویکرد است: روستاهای ثبت جهانی باید با کنترل ظرفیت و کیفیت مدیریت شوند و روستاهای هدف نیز بهعنوان موتور رشد، با زیرساخت، آموزش و مدلهای کسبوکار نوین توسعه یابند.
این کارشناس گردشگری در بخش پایانی با اشاره به تجربه مالزی بهعنوان نمونهای موفق در گردشگری پایدار روستایی گفت: مالزی توانسته میان توسعه اقتصادی و حفظ میراث بومی تعادل ایجاد کند و با مدلهایی مانند اقامتگاههای سنتی با استانداردهای رفاهی، گردشگری جامعهمحور در بورنئو و برنامههای کلان ارتقای روستاها، نشان داده است که «کیفیت» باید جایگزین «کمیت» شود و جامعه محلی در مرکز تصمیمگیری قرار گیرد. اصلانزاده تأکید کرد: تجربه مالزی ثابت میکند اصالت به معنای عقبماندگی نیست و اگر منفعت اقتصادی مستقیم به جامعه محلی برسد، خودِ مردم به بزرگترین حافظان فرهنگ و طبیعت تبدیل میشوند.