در ادامه دکتر امیر اصلان زاده، سه نمونه موفق و استراتژیک مالزی را بررسی کرد که میتواند الگویی مناسب و قابل الگوگیری برای ایران باشد:
۱. پروژه «کامپونگ بونگ (Kampung Bungah)» و مدل اقامتگاههای سنتی مدرن
این روستا در ایالت کداه (Kedah) قرار دارد و نمونه بارز تلفیق اصالت با استانداردهای هتلداری مدرن است.
– چرا موفق بود؟
مالزی درک کرد که گردشگران جهانی به دنبال تجربه زندگی در خانههای چوبی سنتی (Stilt Houses) هستند، اما با امکانات مدرن (مانند کولر، حمام تمیز و وایفای).
– استراتژی تعادل:
- معماری: از متریال چوب و ساختار سنتی استفاده کردند، اما زیرساختهای بهداشتی و رفاهی را طبق استانداردهای هتلهای چهارستاره اجرا کردند.
- منزویگری: به جای ساخت هتلهای بتنی، اقامتگاهها را دقیقاً در بافت روستا و کنار برنجزارها توسعه دادند.
- نتیجه: اصالت بصری روستا حفظ شد، اما درآمد سرانه روستاییان به شدت افزایش یافت و جوانان به جای مهاجرت به کوالالامپور، در مدیریت این اقامتگاهها مشغول به کار شدند.
۲. استراتژی «گردشگری جامعهمحور در بورنئو (Community-Based Tourism in Borneo)»
در ایالتهای صباح و ساراواک (جزیره بورنئو)، مالزی مدل «گردشگری بومی و بومشناسی» را با موفقیت پیادهسازی کرد.
– چرا موفق بود؟
مالزی به جای تمرکز صرف بر طبیعت (جنگلهای بارانی)، بر فرهنگ بومیان (Dayak People) تمرکز کرد. آنها فهمیدند که داستانها، مراسمها و غذاهای بومیان، جذابترین بخش سفر هستند.
– استراتژی تعادل:
- صاحبکار بودن جامعه: تورها توسط خودِ بومیان برنامهریزی و اجرا میشود. سود مستقیماً به صندوق توسعه روستا میرود.
- حفاظت از جنگل: بومیان برای حفظ جذابیت توریستی، خودشان به بزرگترین محافظان جنگلها تبدیل شدند. هرگونه تخریب جنگل به معنای نابودی شغل خودشان بود.
- قانون طلایی: گردشگران فقط اجازه دارند تا حد مشخصی وارد حریم خصوصی روستا شوند و بقیه موارد از فاصله ایمن و با احترام به آداب و رسوم نمایش داده میشود.
۳. برنامه «هزار روستای خوب (Good Rural Villages Program)»
این یک سیاست کلان دولتی بود که در آن مالزی تلاش کرد تا زیرساختهای روستایی را یکسانسازی کند، اما بدون اینکه هویت محلی را از بین ببرد.
– چرا موفق بود؟
دولت مالزی اینترنت پرسرعت، جادههای آسفالت و سیستمهای تصفیه آب را به روستاهای دورافتاده رساند، اما همزمان «برندینگ محلی» را تشویق کرد.
– استراتژی تعادل:
- هر روستا موظف شد محصول منحصربهفرد خود (Unique Selling Point) را پیدا کند. مثلاً یک روستا روی تولید قهوه خاص تمرکز کرد، دیگری روی سفالگری سنتی.
- این کار باعث شد روستاها همدیگر را کپی نکنند و هر کدام هویت خود را حفظ کنند.
- نقش بازیگران: دولت زیرساخت را فراهم کرد، بخش خصوصی بازاریابی انجام داد و مردم مدیریت روزانه را بر عهده گرفتند.
درسهای کلیدی برای ایران از تجربه مالزی
- اصالتِ مهندسیشده (Engineered Authenticity): در مالزی، اصالت به معنای عقبماندگی نیست. آنها ثابت کردند که میتوان در یک خانه چوبی سنتی، از مدرنترین سیستمهای تهویه و بهداشت استفاده کرد. این پارادوکس، کلید جذب گردشگر مدرن است.
- توکنسازی فرهنگ (Tokenization of Culture): مالزی فرهنگ بومیان را به یک «محصول تجاری با ارزش بالا» تبدیل کرد، بدون اینکه روح آن را از بین ببرد. این کار نیازمند آموزش دقیق به جامعه محلی است تا بدانند چگونه فرهنگ خود را به زبان جهانی ترجمه کنند.
- حاکمیت محلی (Local Empowerment): موفقیت مالزی به این دلیل بود که اجازه داد سود نهایی به جیب روستایی برود. وقتی روستایی ببیند که با حفظ فرهنگ و طبیعت خودش پول در میآورد، خودجوش از آن محافظت میکند. هیچ قانون دولتی نمیتواند جایگزین انگیزه اقتصادی ذاتی شود.
نکته پایانی:
مالزی نشان داد که گردشگری روستایی میتواند موتور محرک توسعه باشد، اگر «کیفیت» بر «کمیت» ترجیح داده شود و «جامعه محلی» در مرکز تصمیمگیریها قرار گیرد.