دکتر میرزایی قلعه با اشاره به وضعیت روستاها در ایران پس از انقلاب اسلامی گفت: اگرچه طی دهههای گذشته خدمات زیربنایی همچون آب، برق، گاز و سایر امکانات اولیه به شمار زیادی از روستاهای کشور رسیده و حتی در برخی مناطق کیفیت این خدمات از بعضی شهرها نیز مطلوبتر بوده است، اما این روند به دلیل آنکه با تقویت اقتصاد روستایی همراه نشد، نتوانست به تثبیت جمعیت روستا کمک کند.
وی افزود: نتیجه این ناهماهنگی، افزایش سرعت مهاجرت از روستاها به شهرها و رویآوردن بخش قابل توجهی از جوانان روستایی به مشاغل خدماتی، ناقص یا کاذب در محیطهای شهری بود؛ در حالی که اگر خدماترسانی با توسعه واقعی اقتصاد روستایی، بهویژه در بخش کشاورزی، همراه میشد، میتوانست به ماندگاری جمعیت و افزایش تولید منجر شود.
این استاد دانشگاه، یکی از چالشهای مهم گردشگری روستایی در ایران را غلبه الگوی خانههای دوم بر این حوزه در فاصله سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ دانست و اظهار کرد: در آن دوره، بخش مهمی از نقدینگی خانوارهای شهری بهجای ورود به چرخه تولید، صرف خرید زمین و ساختوساز در روستاها و اراضی کشاورزی شد. این روند در غیاب سند آمایش سرزمین و نیز ضعف در جلوگیری از تغییر کاربری اراضی، به یکی از مسائل اساسی توسعه روستایی در کشور تبدیل شد.
به گفته رئیس اندیشکده گردشگری هویتمحور، از اوایل دهه ۱۳۹۰ و با ورود مباحثی همچون جای پای بومشناختی و ظرفیت تحمل محیطی به ادبیات دانشگاهی، روشن شد که حضور گردشگر در طبیعت و روستا، اگر بدون توجه به ظرفیتهای اکولوژیک و اجتماعی مقصد باشد، میتواند به تخریب محیطزیست و تضعیف حیات روستایی منجر شود.
دکتر میرزایی قلعه تصریح کرد: گردشگری روستایی زمانی موفق است که همزمان با اقتصاد کشاورزی پیش برود؛ اقتصادی که شامل زراعت، باغداری، دامداری، پرورش ماکیان و دیگر فعالیتهای مولد روستایی است. در غیر این صورت، روستا به فضایی خوابگاهی یا هتلی تبدیل میشود؛ وضعیتی که در آن گردشگر نه بهعنوان مهمان، بلکه بهمثابه عاملی مهاجم برای ساختار اجتماعی و فرهنگی روستا عمل خواهد کرد.
وی با اشاره به گسترش اقامتگاههای بومگردی در کشور گفت: امروز حدود ۵ هزار بومگردی در ایران فعال است؛ پدیدهای که در دهه ۱۳۷۰ اساساً با این گستردگی در کشور وجود نداشت. به گفته او، دولت نیز حمایتهای قابل توجهی از این بخش داشته و حتی در مقایسه با برخی کشورهای منتخب آسیا، اروپا و استرالیا، سطح این حمایتها در ایران کمنظیر بوده است؛ با این حال، مسئله اصلی آن است که بومگردیها باید پیوست اقتصاد کشاورزی باشند، نه جایگزین آن.
رئیس اندیشکده گردشگری هویتمحور در بخش دیگری از این گفتوگو، بر اهمیت مهماننوازی ایرانی بهعنوان یکی از ارکان توسعه گردشگری روستایی تأکید کرد و گفت: صرف وجود مناظر طبیعی، درخت، دره یا پدیدههای زمینشناختی برای جذب گردشگر کافی نیست؛ زیرا مشابه آنها در بسیاری از نقاط جهان وجود دارد. آنچه میتواند به گردشگری روستایی ایران مزیت رقابتی ببخشد، پیوند طبیعت با هویت فرهنگی، سادگی، صمیمیت، امانتداری و سبک زیست روستاییان است.
وی افزود: اگر قرار است گردشگری روستایی در ایران رشد کند، باید بر دو پایه استوار باشد؛ نخست اقتصاد کشاورزی و دوم ادبیات مهماننوازی ایرانی. در این چارچوب، گردشگر باید وارد فضای زندگی روستا شود، کدهای اخلاقی آن را محترم بشمارد و حتی در تجربه زیسته آن مشارکت کند.
این استاد دانشگاه با اشاره به نمونههای موفق جهانی اظهار کرد: در برخی کشورها، گردشگر در قالب تورهای تخصصی، نهتنها ناظر زندگی روستایی است، بلکه در فرآیندهایی همچون کاشت، داشت، برداشت محصول، زنبورداری یا دیگر فعالیتهای کشاورزی نیز مشارکت میکند. این تجربه، هم برای گردشگر جذاب و معنادار است و هم بخشی از نقدینگی او را بهطور مستقیم وارد چرخه زندگی مولد روستا میکند.
وی در عین حال تأکید کرد که ایران هنوز در این زمینه با ضعف جدی مواجه است و گفت: بهصورت حرفهای، آژانسهایی که بتوانند گردشگری روستایی را بر مبنای تجربه واقعی زیست روستایی طراحی و اجرا کنند، بسیار محدود یا عملاً غایباند. به اعتقاد او، آنچه تاکنون در کشور بیشتر رخ داده، توسعه کمی بومگردیها بوده، نه شکلگیری یک نظام حرفهای و هویتمحور برای گردشگری روستایی.
دکتر میرزایی قلعه با اشاره به ظرفیت اشتغالزایی این حوزه تصریح کرد: حضور هر گردشگر در یک فضای جغرافیایی میتواند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به رونق چندین شغل کمک کند و از این منظر، گردشگری روستایی قابلیت آن را دارد که در تثبیت جمعیت روستایی و کاهش مهاجرت نقشی مؤثر ایفا کند؛ مشروط بر آنکه در چارچوب سیاستگذاری صحیح، تسهیلگری نهادهای حمایتی و حفظ عزتنفس و فرهنگ بومی روستاییان هدایت شود.
او خاطرنشان کرد: فرهنگ اصیل ایرانی را هنوز میتوان در نواحی روستایی و عشایری جستوجو کرد و این زیستبومها در حقیقت از آخرین پازلهای فرهنگ ایرانی به شمار میروند. از دست رفتن این بخش از هویت ملی، ضربهای جدی به ظرفیت فرهنگی و تمدنی ایران خواهد بود.
دکتر میرزایی قلعه در پایان تأکید کرد: اگر گردشگری روستایی قرار است موجب برکت، رونق و پایداری شود، باید با نگاه تسهیلگر، هویتمحور و مولد توسعه یابد. او هشدار داد که استانداردسازی بومگردیها به شیوه هتلهای شهری، مسیر این حوزه را منحرف میکند؛ زیرا فلسفه اصلی گردشگری روستایی، فراهمکردن تجربهای تازه از زندگی، هویت و زیستن برای گردشگر است، نه بازتولید همان الگوهای مصرفی رایج در شهر.