نشست خبری محسنیبندپی در ۲۲ اردیبهشتماه، تنها یک نشست معمولی نبود؛ بلکه روایتی صریح از وضعیت گردشگری ایران در روزهای دشوار، آسیبهای سنگین واردشده به صنعت سفر و میراث، و در عین حال، ترسیم نقشهای برای عبور از بحران و بازگشت به مسیر رشد بود. او در این نشست با خبرنگاران داخلی، از «جنگ رمضان» بهعنوان نقطهای یاد کرد که نهتنها خسارتهای قابل توجهی بر پیکره گردشگری کشور وارد کرد، بلکه کارکردهای پنهان و مهمتر این صنعت را نیز آشکار ساخت؛ کارکردهایی فراتر از سفر، تفریح و جابهجایی، بلکه در پیوند با امنیت روانی، انسجام اجتماعی، تابآوری ملی و بازسازی امید.
جنگ رمضان؛ رویدادی که نقش واقعی گردشگری را نشان داد
محسنیبندپی با اشاره به شرایط بحرانی جنگ رمضان تأکید کرد که این رخداد، بخشی از ظرفیتهای کمتر دیدهشده گردشگری را به جامعه و مسئولان یادآوری کرد. او گفت گردشگری فقط یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه در شرایط بحران میتواند به ابزاری برای **حفظ آرامش جامعه، ایجاد فضاهای امن، تقویت احساس همبستگی و مدیریت روانی جمعیت تبدیل شود.
او توضیح داد که در همین راستا،مکانهای امنی طراحی شدهاند که در زمان جنگ بتوان از آنها استفاده کرد** تا آسایش و امنیت مردم تأمین شود. از نگاه او، این اقدامها نشان میدهد که گردشگری در دوران بحران نیز میتواند کارکردی راهبردی داشته باشد و تنها مختص روزهای آرام و عادی نیست.
## همدلی ملی در استانهای مختلف
یکی دیگر از محورهای مهم سخنان او، اشاره به روحیه همدلی و نوعدوستی در استانهای مختلف کشور بود. محسنیبندپی گفت:
«ما در بسیاری از استانها در جنگ رمضان شاهد وحدت، وفاق و نوعدوستی بودیم.»
این جمله، بهویژه در شرایطی که بخشهای مختلف صنعت گردشگری و میراث فرهنگی تحت فشار قرار گرفتهاند، معنایی فراتر از یک توصیف ساده دارد. او در واقع بر این نکته تأکید کرد که بحرانها اگرچه آسیبزا هستند، اما گاه میتوانند ظرفیتهای اجتماعی پنهان یک ملت را آشکار کنند؛ ظرفیتی که در روزهای سخت، خود را به شکل همبستگی، یاریگری و مشارکت مردمی نشان میدهد.
خسارتهای سنگین به گردشگری و میراث
بخش مهمی از این نشست به آمار خسارتها اختصاص داشت؛ آمارهایی که ابعاد واقعی بحران را نشان میدهند. محسنیبندپی اعلام کرد که در جریان جنگ رمضان، ۶۴ تأسیسات گردشگریدچار خسارت شدهاند و از جمله میتوان به مجتمع پذیرایی پاسارگارداشاره کرد.
او همچنین از ارقام قابل توجهی سخن گفت:
– ۶۰۰ میلیارد تومان خسارتدر ۱۳ استان
– ۲۸ میلیارد تومان عدمالنفع در صنعت گردشگری
– ۲۰ همت خسارتدر بخش اقامتی
– ۵/۵ همت خسارتبرای آژانسداران
– ۱ همت خسارت برای راهنمایان گردشگری
– در مجموع **۲۸/۵ همت خسارت بدون احتساب ایرلاینها
در حوزه میراث فرهنگی نیز، محسنیبندپی اعلام کرد که ۷/۵ همت خسارت وارد شده است. او نام استانهای همدان، آذربایجان شرقی، اصفهان، گیلان، تهران، البرز، خوزستان، بوشهر و کردستانرا بهعنوان استانهای خسارتدیده برشمرد و تأکید کرد که بیشترین میزان خسارت مربوط به استان کردستان بوده است.
این آمارها نشان میدهد که خسارتها صرفاً محدود به یک بخش یا یک استان نبوده و زنجیرهای از آسیبها، از زیرساختهای اقامتی تا آژانسهای مسافرتی، راهنمایان گردشگری و میراث فرهنگی را دربر گرفته است.
گردشگری ایران؛ زخمی اما زنده
با وجود این حجم از خسارت، سخنان محسنیبندپی تنها بر زخمها متمرکز نبود. او تلاش کرد تصویری از **تابآوری گردشگری ایران ارائه دهد؛ صنعتی که اگرچه ضربه خورده، اما از پا ننشسته است.
به گفته او، در سال گذشته حدود ۱۲۸ تورگردان خارجیدر کشور حضور یافتهاند و این موضوع نشان میدهد که همچنان ظرفیت جذب و تعامل بینالمللی در کشور وجود دارد. او همچنین خبر داد که در فروردین ۱۴۰۴، گردشگری خارجی نسبت به فروردین ۱۴۰۳، رشد ۴۸ درصدی داشته است؛ آماری که در شرایط بحران، نشانهای امیدوارکننده از بازگشت تدریجی اعتماد به مقصد ایران تلقی میشود.
محسنیبندپی همچنین اعلام کرد که در سال ۲۰۲۵، سه روستای گردشگری ایران در سازمان بینالمللی گردشگری ثبت شدهاند؛ اتفاقی که میتواند به برند گردشگری ایران در سطح جهانی کمک کند و مسیر معرفی جاذبههای کمترشناختهشده کشور را هموار سازد.
سه سناریو برای آینده گردشگری
یکی از مهمترین بخشهای سخنان او، ترسیم سه سناریو برای آینده گردشگریبود؛ رویکردی که نشان میدهد مدیریت گردشگری کشور تلاش دارد برای هر شرایطی، برنامه داشته باشد:
۱. سناریوی وضعیت جنگی
در این حالت، مهمترین اولویت بقای صنعت گردشگری است.
بهگفته محسنیبندپی، در چنین وضعیتی باید برای دوران پساجنگآماده شد تا زیرساختها، نیروی انسانی و ظرفیتهای فعال از بین نروند.
۲. سناریوی نه جنگ، نه صلح
او گفت که در شرایط فعلی، کشور در وضعیتی قرار دارد که نه کاملاً جنگی است و نه کاملاً آرام. در این سناریو، اولویت اصلی حفظ بازار مشتریو استمرار حمایتهای مالی از فعالان گردشگری است تا این بخش بتواند سرپا بماند و خود را بازسازی کند.
### ۳. سناریوی صلح و ثبات
در بهترین حالت، یعنی در شرایط صلح و ثبات، باید به سراغ بازسازی برند ملی، تنوعبخشی به بخش گردشگری، تقویت بازاریابی بینالمللیو توسعه گردشگری داخلی رفت. این سناریو، چشمانداز نهایی برای احیای کامل گردشگری کشور را ترسیم میکند.
او همچنین تصریح کرد که حتی در شرایط جنگی نیز
تبادل گردشگر میتواند ادامه داشته باشد؛ گزارهای که در نگاه اول شاید غیرمنتظره باشد، اما در واقع بر نقش دیپلماسی گردشگری و مسیرهای امن تعامل فرهنگی تأکید دارد.
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری
برای عبور از این دوره دشوار، بستههای حمایتی نیز مطرح شده است. از جمله:
– ۶ ماه معافیت مالیاتی
– ۶ ماه تعویق بیمه
– تعویق تسهیلات مالیبرای فعالان گردشگری
این بستهها بهنوعی تلاشی برای تنفس دوباره به فعالانی است که در ماههای اخیر با فشارهای متعدد مالی، کاهش سفرها و افت درآمد مواجه شدهاند.
بازسازی برند گردشگری؛ بازگرداندن اعتماد عمومی
محسنیبندپی در بخش دیگری از سخنانش بر لزوم بازسازی برند گردشگری ایرانتأکید کرد. او گفت:
«شرایط بدی را سپری کردیم و باید جو گردشگری را به جامعه برگردانیم و جریان گردشگری را به مسیر اصلی خود هدایت کنیم.»
این عبارت، در واقع چکیدهای از مهمترین مأموریت پیشروی صنعت گردشگری است: بازگرداندن اعتماد، احیای تصویر مقصد ایران، و ایجاد انگیزه دوباره برای سفر، سرمایهگذاری و مشارکت.
جمعبندی
نشست خبری محسنیبندپی، صرفاً ارائه چند آمار از خسارتها نبود؛ این نشست در واقع تصویری روشن از دوگانهی آسیب و امید در گردشگری ایران ارائه داد. از یک سو، خسارتهای سنگین به میراث، اقامت، آژانسها، راهنمایان و زیرساختهای گردشگری، چهرهای تلخ از بحران را نشان میدهد؛ و از سوی دیگر، رشد گردشگری خارجی، ثبت روستاهای گردشگری، برنامههای حمایتی و ترسیم سناریوهای آینده، از تلاشی جدی برای بازسازی و بازگشت به مسیر رشد حکایت دارد.
گردشگری ایران، به تعبیر این نشست،زخمی است اما زنده و اگر حمایتها، برنامهریزیها و بازسازی اعتماد با هم پیش بروند، میتواند دوباره به یکی از موتورهای مهم اقتصاد، هویت و دیپلماسی فرهنگی کشور تبدیل شود.