22:21

1405/03/15

گردشگری روستایی؛ راه نجات اصالت روستاها یا تهدیدی برای هویت بومی؟

دکتر آزیتا رجبی، استاد تمام گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری واحد تهران مرکزی، در گفت‌وگو با اساطیر نیوز با تشریح تفاوت میان «گردشگری روستایی» و «سیاحت در روستا» تأکید کرد که گردشگری روستایی تنها در صورت برنامه‌ریزی علمی، مشارکت جامعه محلی و توجه به ظرفیت‌های محیطی می‌تواند به حفظ اصالت فرهنگی، ایجاد اشتغال پایدار و ماندگاری جمعیت در روستاها کمک کند.

امروزه واژه «گردشگری روستایی» بسیار شنیده می‌شود، اما بسیاری آن را با «سیاحت در روستا» اشتباه می‌گیرند. از نظر شما، تفاوت بنیادین این دو در چیست و چرا این حوزه اکنون در صدر اولویت‌های جهانی قرار گرفته است؟

در رویکرد علمی اصطلاحات «گردشگری روستایی» و «سیاحت در روستا» با یکدیگر دارای هم‌پوشانی مفهومی هستند ، امادر عین حال چه در فارسی چه در انگلیسی این دو اصطلاح با یکدیگر  تفاوت دارند.

تفاوت های بنیادین بین ‌ این دو اصطلاح را می توان ؛ تفاوت در هدف، ساختار، رابطه‌ی گردشگر با جامعه میزبان و در نهایت در میزانِ سازمان‌یافتگی و پایداری فعالیت های مربوط به آن ها دانست و در واقع «سیاحت در روستا »معادل انگلیسی  Rural Visiting، بیانگر یک رفتار یا کنش فردی است درآن فرد گردشگر صرفاً برای دیدنِ روستا یا تجربه‌ی لحظاتی در آن به روستا می‌رود و «دیدن و تجربه کردن فردی » اساس این فعالیت را تشکیل می دهد و هیچ چارچوبی برای مشارکت با  جامعه میزبان و اثراتی که می توان بر محیط و جامعه داشت یا توزیع منافع یا حفاظت منابع در آن دیده نمی شود .از این رو سیاحت در روستا. فعالیتی فرد محور ، فاقد‌برنامه مدون و مبتنی بر رابطه یک طرفه به معنای مصرف منابع روستاتوسط گردشگر، بدون تامین منافع جامعه روستایی ومحیطاو تلقی می شود و با توجه به عدم سازماندهی یا مشارکت معنادار با جامعه میزبان.این نوع فعالیت های گردشگری  نقش تعیین کننده ای در توسعه جوامع  روستایی ندارد

در حالیکه «گردشگری روستایی »Rural Tourism معمولاً دارای یک نظام مدون برنامه‌ریزی‌شده  بر مبنای ظرفیت‌های روستایی و در راستای توسعه آن بوده و هدف اصلی آن  خلق ارزش پایداربرای جامعه روستایی «برنامه‌محور، بازارمحور و توسعه‌محور و تعاملی» است که در آن ارتباط هدفمند بین جامعه میهمان ومیزبان، در قالب تعاملات دوطرفه به بهروری هر دو گروه  همسو منتهی می شود و در نهایت با افزایش؛اشتغال محلی، کسب ‌وکارهای خانوادگی، آموزش و انتقال مهارت به جامعه روستایی ، کسب درامد پایدار برای این جامعه  وحفظ محیط طبیعی و فرهنگی و ارزشی آن ها بستر توسعه روستایی را فراهم می سازد  و به همین دلیل امروزه گردشگری روستایی به‌عنوان شکلی از گردشگری با امکان کاهش فشار بر مقاصد پرجمعیت شهری و توزیع فضایی تقاضا ،مشروط بر توجه به  ظرفیت های محیط  و رعایت اثرات زیست‌محیطی وفرهنگی. از مهم ترین سرفصل های توسعه جوامع روستایی جهان به شمار می آید.

نکته چالش‌برانگیز اینجاست؛ وقتی گردشگری وارد روستا می‌شود، فشار اقتصادی و تقاضای گردشگران می‌تواند باعث تغییر کالبدی روستا (مانند مدرن‌سازی بیش از حد) یا تغییر در رفتارهای اجتماعی شود. چگونه می‌توان از «کالایی شدنِ فرهنگ» و از دست رفتن «اصالت روستا» جلوگیری کرد؟

برای جلوگیری از «کالایی‌شدن فرهنگ» و حفظ اصالت روستا، باید  قواعد حفاظتی برای محیط طبیعی و  ارزش ها و اصالت های فرهنگی – اجتماعی هم‌زمان مطرح گردد. راه‌حل علمی این نیست که فرهنگ را “محافظتِ موزه‌ای” کنیم، بلکه باید کاری کنیم فرهنگ «برای جامعه» زنده بماند وبه ویژه میراث فرهنگی از معماری گرفته تا سبک پوشش و شیوه زیست سنتی به عنوان میراثی زنده در جریان زندگی قرارداشته و اجازه ندهیم که عناصر فرهنگی- ارزشی، تحت تهاجم فرهنگ وارد شده مسخ گردیده و از حَیِزِ اِنتِفاع.اگر گردشگری با مدیریت مشارکتی، رعایت محدودیت ظرفیت های محیطی روستا ، حفظ آیین‌های و ارزش های واقعی جامعه روستایی و میراث فرهنگی آن هاوتوزیع منافع محلی همراه باشد، هم درآمد ایجاد می‌کند و هم اصالت روستا حفظ می‌شود.برای جلوگیری از کالایی ‌شدن فرهنگ و از بین رفتن اصالت روستا می باید، توجه ویژه به آموزش جامعه روستایی ،مشارکت مردمی در تصمیم‌گیری ها بیشتر شود و رویکردغالب، از مدیریت سنتی مبتنی برتصمیمات خارج از جامعه ، به تصمیمات منبعث از درون جامعه هدایت شودو در کنار آن .قواعد مشخص برای حفظ معماری، آیین‌ها و سبک زندگی با اجماع نظرات جامعه محلی تدوین گردد.

یکی از نکات مهم در حفظ این جوامع و میراث آن، کنترل زمان بازدید وتعداد گردشگران محیط هاست که بایدبا ظرفیت پذیرش آن ها همسو باشد تا فشار بیش از حد به جامعه و محیط روستا وارد نگردد.

ازدیگرراهکارها ؛ جدا سازی زندگی روزمره ی روستاییان از بخش گردشگری  روستا است که با عث می شود زیست واقعی مردم از فضای بازدید گردشگران خارج شده و امنیت روانی این جامعه و روال زندگی روزمره آن ها به واسطه این جدایی از آسیب در امان بماند.

از طرفی دیگر، باید راهکارهایی برای ماندگاری منافع اقتصادی در روستا در جهت سرمایه گذاری بهینه در آن تبیین گردد تا منافع حاصله صرف توسعه جامعه  روستایی شده و به بیرون منتقل نشود. در این راستا آموزش جامعه میزبان و گردشگران برای احترام به فرهنگ و حریم محلی می تواند نقش موثری داشته باشد.

 یکی از بزرگترین مشکلات روستاهای ما، مهاجرت جمعیت جوان به شهرهاست. آیا گردشگری می‌تواند راهکاری برای «ماندنِ جمعیت» و جلوگیری از تخلیه روستایی باشد؟

بله، گردشگری می‌تواند تا حدی به «افزایش حس تعلق و میزان ماندنگاری جمعیت جوان» کمک نموده و جلوی تخلیه روستاها را از نیروهای جوان و فعال بگیرد ،لیکن این اتفاق به خودی خود رخ نمی‌دهد. از نگاه علمی، گردشگری فقط وقتی نقش «تثبیت جمعیت» پیدا می‌کند که به نه صرفاً به عنوان یک فعالیت تفننی بلکه به عنوان فعالیتی توسعه‌محور، اشتغال‌زا و پایدار طراحی شود.

از این رو  از نظر سیاست‌گذاری فعالیت های گردشگری‌ که پیوند قوی با اقتصاد محلی ، مشارکت حداکثری جامعه محلی و بازاریابی و تامین زنجیره ارزش  و فروش پایدار و غیر فصلی دارند ،معمولاً اثرگذاری بیشتری بر جلوگیری از مهاجرت جوانان دارند.

 برای اینکه ما شاهد روستاهای نمونه‌ای باشیم که هم اصیل هستند و هم توسعه‌یافته، چه نقشه راهی را پیشنهاد می‌دهید؟ مسئولیت اصلی با کیست؟

برای ساخت «روستای نمونه‌ای که هم اصیل باشد و هم توسعه‌یافته»، باید از نگاه علمی، دو هدف را هم‌زمان دنبال نماییم:

1- حفظ سرمایه‌های فرهنگی/طبیعی 2-  ایجاد ارزش اقتصادی-اجتماعی پایدار

که این دو مورد فقط با پروژه‌های مقطعی و موقت ممکن نبوده و نیازمند به یک نقشه راه حکمرانی‌شده مبتنی بر ؛شناسایی دقیق منابع روستا، تعیین ظرفیت برد محیطی، فرهنگی- اجتماعی، خدمتی جوامع روستایی  و تبیین قواعد مناسب برای توسعه تواماً با حفظ اصالت های موجود در محیط می باشد.در این نقشه راه، بایدحتما محصولات گردشگری در زنجیره ارزش دیده شوند و خروجی باید حتما به درآمدهای پایدار و ارتقاء کیفیت زندگی ورفاه جامعه روستایی منجر گردد.

بر این اساس نفشه راه باید مبتنی بر : شناسایی ظرفیت ها و اصالت ها / برنامه ریزی مبتی بر توان و اقتصاد محلی / تشکیل نهادهای محلی کارآمد/ تامین زیر ساخت های اثر گذار/ توسعه مهارت های منابع انسانی  و ارتقا کیفیت ارائه خدمات / پایش و ارزیابی مستمرو برندسازی برای روستاهای نمونه می باشد .

در این راستا مسئولیت اصلی این فرآیند به طور تواماً  با حکمرانی محلی و مدیریت جامعه مقصد  و مشارکت تمامی آحاد جامعه محلی کی باشدکه البته بایدپشتوانه سیاستی و مالی ان توسط دولت و نهادهای بالادست تامین گردد.

نقش روستاهای هدف گردشگری و روستاهای ثبت جهانی در توسعه گردشگری پایدار چیست؟

در اکوسیستم گردشگری پایدار، روستاهای واجد شرایط و پتانسیل، بسته به سطح رسمیت، استانداردها و اهداف توسعه، به دو دسته کلی قابل تفکیک هستند: روستاهای هدف گردشگری و روستاهای ثبت جهانی. در حالی که هر دو در راستای توسعه پایدار گام برمی‌دارند، اما تفاوت‌های بنیادین در رویکرد، ابعاد، و عمق تأثیرگذاری آن‌ها وجود دارد.

  1. روستاهای هدف گردشگری (Tourism Target Villages) مناطقی هستند که توسط نهادهای دولتی (مانند سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی) یا منطقه‌ای، به‌دلیل داشتن پتانسیل‌های اولیه گردشگری (مانند جاذبه‌های طبیعی، فرهنگی، تاریخی، یا اقلیمی) به‌عنوان اولویت برای توسعه زیرساخت‌ها، تسهیلات و معرفی، برنامه‌ریزی شده‌اند. تمرکز اصلی در این روستاها بر جذب گردشگر و ایجاد زیرساخت‌های اولیه است. معمولاً به عنوان مقصدهای اولویت‌دار توسعه گردشگری انتخاب می‌شوند تا سرمایه‌گذاری‌ها هدفمند شودو از این رو، دارای نقش «گسترش دهندگی و تعادل‌بخشی» به توسعه روستایی ،جهت‌دهنده به سرمایه‌گذاری و توزیع تقاضا، مدیریت‌پذیر شدن گردشگری و افزایش منافع جامعه محلی  را به عهده دارند و درهدف‌گذاری و توسعه جوامع روستایی نقشِ موتور محرکه  ی توسعه را ایفا می نمایند سطح توسعه پایدار در این روستاها متغیر و معمولاً در مراحل اولیه است و تمرکز بیشتر در این روستاها بر توسعه کمی (افزایش تعداد گردشگر و تسهیلات) است تا توسعه کیفی (تضمین پایداری بلندمدت).

    2- روستاهای ثبت جهانی (Globally Registered Villages) که این روستاها، اغلب توسط سازمان‌های بین‌المللی معتبر (مانند UNWTO – سازمان جهانی گردشگری) یا در چارچوب برنامه‌های بین‌المللی با استانداردهای سخت‌گیرانه و جهانی انتخاب و ثبت می‌شوند و دارای ویژگی‌های برجسته‌ای در اصالت فرهنگی، حفظ میراث، و تعهد به پایداری هستند.

ثبت جهانی یک مهر تأیید بین‌المللی بر کیفیت، اصالت، و پایبندی روستا به اصول توسعه پایدار است. از این رو، روستاهای ثبت جهانی‌شده می‌توانند موتورمحرکه مهمی، برای توسعه گردشگری پایدار باشند، هم‌زمان با سه هدف: 1-حفظ میراث 2- تقویت اقتصاد محلی و 3- کاهش فشار بر محیط‌زیست به حفاظت از میراث، ایجاد اشتغال و مدیریت مسئولانه منابع پرداحته و می‌توانند الگوی موفقی برای گردشگری پایدار باشندمنوط براین که بر پایه ظرفیت واقعی جامعه روستایی و مشارکت حداکثری جامعه محلی باشند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن