22:21

1405/03/15

معجزه مهاجرت معکوس؛ چگونه گردشگری روستایی می‌تواند جایگزین اقتصاد معیشتی شود؟

در پیچیدگی‌های جهان امروز، صنعت گردشگری تنها جابه‌جاییِ مسافران از نقطه‌ای به نقطه دیگر نیست؛ بلکه مواجهه‌ای است میان فرهنگ‌ها، روایت‌ها و هویت‌هایی که در جغرافیایِ زمین ریشه دوانده‌اند. برای واکاوی این ابعاد عمیق و بررسی راهکارهای علمی در مدیریت مقصدها و توسعه پایدار، «اساطیرنیوز» به سراغ نگاه‌های تخصصی رفته است. در این گفتگوی اختصاصی، پای صحبت‌های دکتر ناصر رضائی، عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و مدیر گروه پژوهشی گردشگری نشسته‌ایم. دکتر رضائی در این گفتگو با تکیه بر دانش آکادمیک و تجربیات پژوهشی خود، لایه‌های پنهانِ چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی گردشگری ایران را می‌کاود و از ضرورت پیوند میان «پژوهش‌های بنیادین» و «سیاست‌گذاری‌های اجرایی» برای دستیابی به چشم‌اندازی روشن در این حوزه سخن می‌گوید.
در مصاحبه اختصاصی اساطیرنیوز با دکتر ناصر رضائی؛ عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و مدیر گروه پژوهشی گردشگری به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت.

امروزه واژه «گردشگری روستایی» بسیار شنیده می‌شود، اما بسیاری آن را با «سیاحت در روستا» اشتباه می‌گیرند. از نظر شما، تفاوت بنیادین این دو در چیست و چرا این حوزه اکنون در صدر اولویت‌های جهانی قرار گرفته است؟

 

فارغ از تفاوت شکلی به لحاظ محتوایی و ساختار بین این دو واژه تفاوت وجود دارد. گردشگری روستایی (Rural Tourism) یک مدل «توسعه‌ای و جامع» است. در این مدل، روستا خودِ محصول است. یعنی تمام فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستا در خدمت یک چرخه پایدار قرار می‌گیرد. در گردشگری روستایی، هدف تعامل گردشگر با روستاست و نه فقط دیدار از روستا؛ که نتیجه این تعامل، رشد کیفیت زندگی روستاییان است.

اما سیاحت در روستا (Village Tourism) یک فعالیت «مبتنی بر مقصد» است؛ یعنی گردشگر از شهر می‌آید، از منظره روستا دیدن می‌کند، یک وعده غذا می‌خورد و دوباره به شهر برمی‌گردد. در اینجا روستا فقط یک «پس‌زمینه» برای لذت بردن گردشگر است.

چرا در صدر اولویت جهانی است؟ چون جهان امروز به دنبال «اصالت» و «تجربه» است و از طرفی زندگی ماشینی و دنیای دیجیتالی امروز، انسان‌ها را هرچه بیشتر تشنه‌ تجربه‌ زندگی واقعی، غذای واقعی و ارتباط انسانی واقعی کرده است. انسان­هایی که اصل و فطرت خود دور افتاده­اند و به دنبال آرامش دورنی خود هستند و این فقط در روستاها یافت می‌شود. پایداری محیط‌زیستی و امنیت غذایی نیز از محورهای اصلی این حوزه است.

 

نکته چالش‌برانگیز اینجاست؛ وقتی گردشگری وارد روستا می‌شود، فشار اقتصادی و تقاضای گردشگران می‌تواند باعث تغییر کالبدی روستا (مانند مدرن‌سازی بیش از حد) یا تغییر در رفتارهای اجتماعی شود. چگونه می‌توان از «کالایی شدنِ فرهنگ» و از دست رفتن «اصالت روستا» جلوگیری کرد؟
این بزرگترین چالش «موزه‌سازی کاذب» است. وقتی روستا برای خوشایند گردشگر، لباس‌های سنتی‌اش را تغییر می‌دهد یا خانه‌هایش را با مواد و مصالح مدرن و بی‌روح بازسازی می‌کند، در واقع دارد «روح» خود را می‌فروشد.

برای جلوگیری از کالایی شدن فرهنگ، ما نباید فرهنگ را به عنوان یک «کالا برای فروش» ببینیم، بلکه باید آن را به­عنوان یک «سبک زندگی برای تجربه» ارائه دهیم.

راهکار اصلی دو چیز است: الف- توجه جدی به جامعه محلی و مدیریت از پایین به بالا؛ یعنی به جای دستور از بالا به پایین(دخالت مستقیم حاکمیت و دولت) خود مردم تصمیم­گیرنده باشند و برنامه­ریزی کنند. ب- اصالت دادن به برند روستا(معمولاً هر روستایی با یک تولید شناخته می­شود حال این تولید در عرصه کشاورزی باشد و یا صنایع و هنرهای ملی و یا یک میراث ملموس و یا ناملموس)؛ لذا می بایست به جای «ساختنِ روستا برای گردشگر»، «توسعه روستا برای خود روستاییان» هدف باشد.

یکی از بزرگترین مشکلات روستاهای ما، مهاجرت جمعیت جوان به شهرهاست. آیا گردشگری می‌تواند راهکاری برای «ماندنِ جمعیت» و جلوگیری از تخلیه روستایی باشد؟
بله، قطعاً. گردشگری می‌تواند «معجزه مهاجرت معکوس» ایجاد کند. علت اصلی مهاجرت جوانان، نبودِ «فرصت‌های شغلی با عزت‌نفس بالاست. جوانان از روستا به شهر می‌روند چون در روستا تنها فعالیت­های کشاورزی (زراعت و باغداری، دامداری سنتی، …) در حد معیشتی دیده می­شود و با توجه به اشباع نیروی کار مورد نیاز و نیز احتمالا عدم همخوانی با استانداردهای زندگی مدرن مجبور به مهاجرت به نقاط شهری هستند.

گردشگری پایدار، طیف وسیعی از مشاغل جدید ایجاد می‌کند: از مدیریت دیجیتال و بازاریابی گرفته تا راهنمایی گردشگری، مدیریت اقامتگاه‌های بوم‌گردی، هنرهای دستی مدرن و خدمات تخصصی. ایجاد انگیزه ماندن در روستا و یا برگشتن به آن با توسعه گردشگری امکان پذیر است. با این حرکت در واقع روستا را از یک «مکان برای بقا» به یک «مکان برای شکوفایی» تبدیل می‌شود.

برای اینکه ما شاهد روستاهای نمونه‌ای باشیم که هم اصیل هستند و هم توسعه‌یافته، چه نقشه راهی را پیشنهاد می‌دهید؟ مسئولیت اصلی با کیست؟
به نظر من بر سه رکن اصلی در این خصوص: آموزش، مدیریت محلی و بهره­گیری از زیرساخت هوشمند است. آموزش مهمترین بخش برای رشد و ایجاد توسعه در همه سطوح است؛ جامعه آموزش دیده با نقشه و برنامه صحیح به دنبال احقاق حقوئق خود است. محیط را می شناسد با آن تعامل سازنده داشته و از تخریب آن جلوگیری میکند؛ ظرفیتها و داشته را تبدیل به محصول میکند و در نهایت رضایتنمدی جامعه محلی را با خود خواهد اشت. به روستاییان.

مدیریت محلی با ایجاد شوراها یا تعاونی‌های گردشگری امکان پذیر است؛ جامعه محلی طی سالیان متمادی با محیط زیست خود آشنا س=چشده و همه خصوصیات و ویژگی های آن را می شناسد. به آن عشق می ورزد و نسبت به آن تعصب داشته و برایش مهم است که بتئواند درا« محیط اقمتی همراه با آرامشو آسایش داشته باشد.

زیرساخت هوشمند نیاز امروز جوامع انسانی است. گرزی از آن نیست و می بایست با توجه به توان محیطی از آن بهره گرفت. انتقال زیرساخت های هوشمند به روستا کمک میکند تا ارتباط منطقی تری با محیط زیست برقار شود.

اما مسئولیت اصلی با کیست؟

برعکس برداشت عام مسئولیت با حاکمیت و دولت نیست، در حقیقت مسئولیت اصلی بر عهده «جامعه محلی و بومی» است. حاکمیت و دولت‌ها فقط نقش تسهیل‌گر و سیاست‌گذار را دارند.

نقش، روستاهای هدف گردشگری و روستاهای ثبت جهانی در توسعه گردشگری پایدار چیست؟
این‌ها دو قطب متفاوت اما مکمل در زنجیره گردشگری هستند:

روستاهای هدف (Target Villages) موتور محرک اقتصادی هستند که به­عنوان «نمونه‌های عملیاتی» وظیفه دارند نشان دهند که چگونه می‌توان با گردشگری، استانداردهای زندگی را بالا برد بدون اینکه اصالت را از دست داد. در واقع روستاهای هدف آزمایشگاه‌های «توسعه پایدار» هستند.

روستاهای ثبت جهانی (UNESCO/Global Heritage Villages) الگوهای استاندارد جهانی و «امانت‌های بشریت» هستند. نقش آنها بسیار استراتژیک است؛ «برند» گردشگری یک منطقه یا کشور را می‌سازند. اگر روستایی در لیست جهانی باشد، یعنی استانداردهای مدیریت، حفاظت و اصالت در آن به اوج رسیده است.

روستاهای ثبت جهانی «اعتبار» ایجاد می‌کنند و روستاهای هدف، این اعتبار را به «توسعه اقتصادی گسترده» تبدیل می‌کنند. اگر روستاهای هدف به سمت استانداردهای روستاهای ثبت جهانی حرکت کنند، می­توان به گردشگری پایدار امیدوار بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن