22:21

1405/03/15

گردشگری روستایی؛ فراتر از یک تفرج ساده

در حالی که بسیاری «سیاحت در روستا» را تنها یک تفریح گذرا می‌بینند، گردشگری روستایی به عنوان یک استراتژی جهانی برای توسعه پایدار و معکوس کردن روند مهاجرت قد علم کرده است. اما چگونه می‌توان میان سود اقتصادی و حفظ اصالت، تعادلی حیاتی برقرار کرد؟

گفتگوی اختصاصی اساطیرنیوز با مدیریت سرکار خانم زهرا لاریجانی با جناب آقای دکتر محسن رنجبر هیئت علمی دانشگاه، رئیس آموزش جامعه هتلداران وانجمن متخصصین گردشگری ایران

امروزه واژه «گردشگری روستایی» بسیار شنیده می‌شود، اما بسیاری آن را با «سیاحت در روستا» اشتباه می‌گیرند. از نظر شما، تفاوت بنیادین این دو در چیست و چرا این حوزه اکنون در صدر اولویت‌های جهانی قرار گرفته است؟
تفاوت بنیادین این دو مفهوم در نگاه سیستمی و هدفمند بودن گردشگری روستایی در برابر نگاه مقطعی و مصرف‌گرا در سیاحت سنتی است:
· سیاحت در روستا صرفاً یک توقف کوتاه‌مدت برای لذت از طبیعت یا هوای پاک است. گردشگر منفعلانه از فضا مصرف می‌کند، تعامل عمیقی با جامعه محلی ندارد و اغلب تأثیر اقتصادی مثبتی هم بر جای نمی‌گذارد (مثلاً خوراکی از شهر می‌آورد و زباله بر جا می‌گذارد).
· گردشگری روستایی اما یک راهبرد توسعه‌ی پایدار است که در آن:
· جامعه محلی میزبان فعال و ذی‌نفع اصلی است.
· فعالیت‌ها (محصولات محلی، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، صنایع دستی) با هویت روستا هماهنگ می‌شود.
· هدف، بازتوزیع درآمد، کاهش مهاجرت و حفظ زیست‌بوم است.
اولویت جهانی این حوزه:
۱. کاهش فقر و اشتغال‌زایی با سرمایه کم (سازمان جهانی گردشگری، UNWTO).
۲. جلوگیری از تخلیه روستاها که به معضل جهانی تبدیل شده.
۳. پاسخ به نیاز گردشگران شهری برای تجربه «اصالت» و «آرامش» پس از همه‌گیری کووید.
۴. حفظ میراث ناملموس (آئین‌ها، پوشاک، غذاهای محلی) که موزه‌ها نمی‌توانند آن را زنده نگه دارند.

نکته چالش‌برانگیز اینجاست؛ وقتی گردشگری وارد روستا می‌شود، فشار اقتصادی و تقاضای گردشگران می‌تواند باعث تغییر کالبدی روستا (مانند مدرن‌سازی بیش از حد) یا تغییر در رفتارهای اجتماعی شود. چگونه می‌توان از «کالایی شدنِ فرهنگ» و از دست رفتن «اصالت روستا» جلوگیری کرد؟
تجربه کشورهایی مانند نپال، تایلند یا حتی برخی روستاهای ایران نشان داده که گردشگری برنامه‌ریزی‌نشده به «دیزنی‌لند شدن» روستا می‌انجامد. راهکارهای عملی:
۱. تعیین «حداکثر ظرفیت تحمل» (Carrying Capacity)
· محدودیت فیزیکی روزانه برای تعداد گردشگران (مثل روستای کنگ طبس).
· ورود فقط با رزرو قبلی و تورهای راهنما از اهالی روستا.
۲. کدهای رفتاری و طراحی مشارکتی
· تدوین «منشور گردشگر روستایی» با نظارت شورای روستا: مثلاً ممنوعیت عکاسی از مراسم خاص یا پوشیدن لباس محلی توسط گردشگر (که به تمسخر تبدیل می‌شود).
· ممنوعیت تغییر نمای بیرونی خانه‌ها حتی برای اقامتگاه‌های مدرن (قوانین حفاظت بافت).
۳. اقتصاد گردشگری را در خدمت فرهنگ قرار دهید، نه برعکس
· هر تغییر کالبدی باید نیاز واقعی را حل کند (مثل بهسازی مسیر آب، نه پیاده‌روسازی لوکس).
· سود حاصل از گردشگری را صرف مرمت موقوفات و حمایت از هنرمندان محلی کنید تا اصالت پاداش مالی بگیرد، نه تخریب آن.
۴. مدل «تعاونی روستایی» به جای سرمایه‌گذار بیرونی
· گردشگر مستقیم به حساب تعاونی روستا پرداخت می‌کند، نه به مهماندار خصوصی شهرنشین.
· نمونه موفق: روستای میمند (کرمان) – هر خانواده سهمی از بوم‌گردی دارد و مراسم آیینی را خودشان اجرا می‌کنند.
۵. توانمندسازی جامعه محلی در «داستان‌سرایی»
· خود روستاییان روایتگر فرهنگشان باشند، نه راهنمایان بیرون از بوم. این کار از تحریف معنایی آئین‌ها جلوگیری می‌کند.
در نهایت، رمز موفقیت این است که گردشگری روستایی به مثابه یک مهمان عاقل وارد شود، نه یک خریدار مسلط. اصالت روستا زمانی حفظ می‌شود که اهالی روستا کنترل برنامه را در دست داشته باشند، نه بازارگردانان بیرونی.

یکی از بزرگترین مشکلات روستاهای ما، مهاجرت جمعیت جوان به شهرهاست. آیا گردشگری می‌تواند راهکاری برای «ماندنِ جمعیت» و جلوگیری از تخلیه روستایی باشد؟
گردشگری روستایی در صورت برنامه‌ریزی صحیح و متناسب با ظرفیت‌های بومی، می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر برای کاهش مهاجرت و حتی بازگرداندن جمعیت جوان عمل کند. بر اساس پژوهش‌های معتبر، توسعه این نوع گردشگری زمینه‌ساز «بازگشت استعدادها» به روستاها می‌شود و سرمایه انسانی، اقتصاد و فرهنگ روستا را تقویت می‌کند.
بررسی‌های میدانی نیز نشان می‌دهد راه‌اندازی اقامتگاه‌های بوم‌گردی و مشاغل وابسته مانند صنایع دستی و کشاورزی ارگانیک، بازگشت جوانان به روستاهای خود را به‌دنبال داشته است. در نمونه‌ای از استان گیلان، با توسعه این اقامتگاه‌ها شاهد بازگشت تعداد قابل‌توجهی از خانواده‌ها بودیم. علاوه بر این، ورود گردشگران تقاضا برای محصولات محلی را افزایش می‌دهد و ارزش افزوده ناشی از آن، اقتصاد کشاورزی سنتی را احیا و جذابیت ماندن در روستا را دوچندان می‌کند.

برای اینکه ما شاهد روستاهای نمونه‌ای باشیم که هم اصیل هستند و هم توسعه‌یافته، چه نقشه راهی را پیشنهاد می‌دهید؟ مسئولیت اصلی با کیست؟
دستیابی به چنین روستاهایی به نقشه‌راهی چندلایه نیاز دارد که رأس هرم آن، تدوین قوانین ملی و تخصیص بودجه توسط دولت است. در این فرآیند، جامعه محلی و سرمایه‌گذاران نیز نقشی حیاتی بر عهده دارند. مسئولیت‌های کلیدی هر ضلع عبارت است از:
· دولت: هدایت و نظارت بر برنامه‌های توسعه با حفظ هویت فرهنگی و زیست‌محیطی روستاها.
· جامعه محلی: مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها و حفظ آیین‌ها و دانش‌های بومی به عنوان سرمایه اصلی گردشگری.
· بخش خصوصی: سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مسئولانه مانند اقامتگاه‌های بوم‌گردی با رویکرد سود متقابل و نه بهره‌کشی صرف.
· سرمایه انسانی (جوانان و متخصصان): بازگشت به روستاها و اجرای ایده‌های نوآورانه در قالب استارت‌آپ‌های گردشگری و صنایع خلاق.

نقش روستاهای هدف گردشگری و روستاهای ثبت جهانی در توسعه گردشگری پایدار چیست؟
روستاهای هدف گردشگری به عنوان آزمایشگاه‌های عملی توسعه پایدار، مدل‌های موفق را برای سایر مناطق روستایی الگوسازی می‌کنند. این روستاها سیاست‌های موفق در زمینه مالکیت جامعه محلی و حفاظت از میراث را به کار می‌گیرند.
موفقیت جهانی روستاهای ثبت‌شده در فهرست‌هایی مانند «پروژه میراث جهانی کشاورزی (GIAHS)» و فهرست «بهترین روستاهای گردشگری سازمان جهانی گردشگری ملل متحد (UNWTO)» نیز نشان می‌دهد این مقیاس جهانی، روستا را به برندی معتبر تبدیل می‌کند که بازاریابی در مقیاس بین‌المللی را تسهیل می‌کند. این دو فهرست، روستاهای موفق را با یک نشان کیفیت بین‌المللی ممتاز می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن