گردشگری روستایی، در مفهوم عام و در مفهوم خاص، شاید برداشتهای متفاوتی بشود داشت، ولی آن چیزی که امروز مورد توجه قرار میگیرد در روستا، بازگشت به اصل هست، بازگشت به خویشتن هست، بازگشت به طبیعت هست، بازگشت به زیست بوم هست، یعنی اینکه ما هر آن چیزی که در روستا داریم میتواند الهام از فطرت باشد و اینکه ما در زندگی مدرن آن چیزی رو که جا گذاشتیم، اون هویت واقعی هست که انسان در زیست خودش تجربه میکند.
یعنی اینکه ما در روستا همین الان آن چیزی رو که به آرامش می رساند و شاید تداعی خاطره و مرور گذشته باشد و مرور آن چیزی که در مکنونات وجودی هر انسان نهفته است. وقتی که شما به روستا میروید، تنها سفر برای تفریح نیست، سفر برای تسکین هست، سفر برای آرامش هست، سفر برای این می باشد که شما بتوانید اندکی، اندکی از پیچیدگیها و روزمرگیها رها شوید.
و امروزه سفر به روستا با توجه به اینکه در بومگردیهایی که الان دارد شکل میگیرد و نوع میزبانی که از مهمان داره صورت میگیره، همه بیانگر توجه به نیازهایی می باشد که بشر مدرن امروزی میخواهد فارغ شود از پیچیدگیهای شهری.
بنابراین در همه جای دنیا و از جمله کشور عزیزمان ایران، به ویژه در ایران به واسطه اصالت فرهنگی، تمدنی روستاهای ما، در اقصا نقاط کشور، به ویژه در اصفهان، هزار روستا داریم که اینها سنتها، آیینها، فرهنگها، رسوم، زبان، اقوام، خوراک و تمام موارد زیست بشری رو میشه تجربه کرد.
بخاطر همین است که بومگردیها مورد توجه گردشگران قرار گرفته است. منتها بر ما متولیان هم هست تا بتوانیم روستاهایمان را چنان آماده کنیم که از هویت اصلی روستا بودنشان فاصله نگیرند، چرا که گردشگر مختار هست از بین هتلهای چند ستاره شهری با امکانات فراوان، روستاها و خانههایی را انتخاب کند که بهش آرامش دهد.
بنابراین تمام توجه ما هم این هست که بتوانیم روستاها را با هویت واقعی خودشان آماده کنیم برای گردشگرانی که بتوانند با سفر به روستا، آن چیزی که آنها را به آرامش می رساند تجربه کنند. در حقیقت یک سفر تجربهمحور برای تداعی خاطره و ایجاد آرامش و تجدید قوا هست. برای اینکه مجدد بتوانند انسان مدرن امروزی خودش را مهیا کند برای یک فعالیت زندگی روزمره.
ما تجربههای مختلفی را داشتیم، قطعاً تأثیرگذاری در حقیقت مهمان بر میزبان در تمامی مناطق بالاخره بخشیش انکارناپذیر هست و گریزی ازش نیست. ولی وقتی که ما روستا را با فرهنگ اصیلش و با توانمندسازی جوامع محلی برای حضور گردشگران آماده کنیم قطعاً این آسیبهای این شکلی به حداقل میرسه.
منتها تمام تلاش متولیان در حال حاضر هم این هست که ما بتوانیم در خصوص روستاهایی که قابلیتهای فراوانی برای جذب گردشگر دارند، قابلیت تبدیل شدن به روستای جهانی رو دارند، توانمندسازی جوامع محلی را از نظر فرهنگی هم داشته باشیم چرا که قطعاً آن چیزی که شما فرمودید میتواند حادث بشه و این آسیبی هست که جبرانناپذیر هست . ولی خوشبختانه در دهه اخیر حضور گردشگران در روستاهایی که مدنظر قرار گرفته کمتر آسیبی در این حوزه رسانده است و این هم به خاطر ساختارهای قویای هست که از نظر فرهنگی و هنجارها روستاهای ما دارا هستند.
منتها از نظر اقتصادی که شما فرمودید، تمام توجه ما این هست که روستاها توانمند شوند از نظر بنیه اقتصادی و اینکه بتواند توزیع متوازن ثروت رو هم برای جوامع روستایی داشته باشد ولی اینکه آسیب آن برای در حقیقت زیست روستایی چه اندازه هست، این رو مطمئناً محکی هست که در آینده نه چندان دور باید دید.
ولی مطمئن هستم با ساختار اصیل هویتی روستاهای کشور عزیزمون ایران به واسطه سبقه فرهنگی-تمدنیشون، کمترین آسیب در این خصوص خواهند دید و موجب توانمند شدن جوامع روستایی از نظر اقتصادی برای روستاها خواهد شد که از بحث تک محصولی روستاها را نجات خواهد داد و تنوع محصولات درآمدزا برای آنها، سرانه درآمدی آنها و ایجادش در مشاغل روستایی در کنار آن دوری از مهاجرت به شهرها را برای روستاییان عزیزمون فراهم خواهد کرد.
اگر ما زمینهای را، بستری را فراهم کنیم برای روستاییانمون که آنها امیدوار باشند به ایجاد درآمد پایدار و ایجاد شغل پایدار، قطعا ترجیح میدهند که در محله و منطقه خودشان با فرهنگ و آداب و رسوم خودشان باشند و در کنار خانواده و اصالت فرهنگی تمدنی خودشان شغلشون رو داشته باشند و درآمد مناسب خودشان رو داشته باشند. بنابراین چه نیازی هست وقتی که شما شغل پایدار داشته باشید، درآمد خوب داشته باشید روستا رو ترک کنید. و عمدتاً آن چیزی که مهاجرتهای گستردهای را رقم زد برای ایجاد شغل بود ولی الان ما مشاهده میکنیم که حتی در دورافتادهترین مناطق روستاییمون هم وقتی که این بومگردیها توسعه گردشگری اتفاق افتاده هم در کویر، در دورترین نقطه یعنی در خور بیابانک، در ایراج و در جندق مون میبینید که در دورترین نقطه است ولی میبینیم که جوامع محلیمون و روستاییمون صبورانه مترصد و منتظر این هستند که گردشگر بیاید و وقتی که گردشگر هست هم موجب ایجاد درآمد می شود هم موجب پویایی و شکوفایی می شود، هم موجب آبادانی می شود و مهاجرت را نه تنها به صفر می رساند بلکه معکوس میکند و تجربه نشون می دهد که در روستاهایی که هدف گردشگری بودند و گردشگران به آنجا مراجعه داشتند، کسایی که به شهر رفته بودند به روستا و زادگاه خودشون برگشتند و در جهت آبادانی روستاشون دارند قدم برمیدارند.